جدیدترین‌های نیوشاضیغمی
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ
فائزه

روزی که این وب افتتاح شد حتی فکرشو نمی‌شد کرد این همه مدت کنار شما باشیم و توی 3یا4 سالی که در خدمته شما هستیم افتخار می‌کنیم که شمارو در کنارمون داشتیم و از این خوشحال میشیم که تونسته باشیم رضایتتونو جلب کرده باشیم، این وب به کمک خود خانم ضیغمی اداره نمیشه اما مطالبی هم که در اینجا منتشر میشه کذب یا دور از حرف‌های ایشون نیست و یکی از دلایل دیر انشار شدنه مطالب وبسایت همین امره... برای آگاهی از آپ شدنه این وب به انتهای ستونه سمت راس مراجعه کنید و در خبرنامه این وب عضو بشید تا به محض بروز شدن مطلع بشید... موفق باشید

نويسندگان


آهنج: اهالی سینما کارشان را تعطیل کنند، سریال ما را ببینند

« مشروح نشست سریال «راستش را بگو» در کافه خبر »

 تلویزیون - کارگردان سریال «راستش را بگو» می‌گوید کسانی که نا‌آگاهانه این سریال را نقد کردند گناه‌شان بیشتر از کسانی است که مورد هدف پیام این سریال بوده‌اند.

بهناز شیربانی: زمانی که سریال «سایه آفتاب» روی آنتن شبکه سه سیما رفت نام کارگردانش پس از مدتی در زمره کارگردان‌های خوب تلویزیون قرار گرفت و این روند با ساخت آثاری مثل «عملیات 125»، «به دنیا بگویید بایستد» و... ادامه پیدا کرد. موضوعاتی که محمد رضا آهنج در تلویزیون به سراغ آن‌ها رفته بسیار متنوع است و آخرین تجربه او کارگردانی سریال «راستش را بگو» است. سریالی که از بدو پخش با انتقادهای فراوانی روبرو شد و نوک پیکان این انتقاد‌ها به سمت مضمون سریال بود که مصطفی رستگاری به نگارش درآورده. آهنج به جز این انتقاد‌ها با یک مشکل دیگر هم روبرو بود که منجربه حذف 200 دقیقه از این سریال شد. در ادامه صحبت‌های محمد رضا آهنج کارگردان، مصطفی رستگاری نویسنده، نیوشا ضیغمی و دانیال عبادی بازیگران و فاطمه ثمرقندی تهیه کننده را درباره شرایط ساخت سریال «راستش را بگو» را می‌خوانید:


از شکل گیری فیلمنامه سریال «راستش را بگو» شروع کنیم، ساخت این سریال به نوعی سفارشی از سمت مترو تهران بود. مراحل نگارش این سریال چطور پیش رفت؟
مصطفی رستگاری: آقای محمدرضا آهنج 2 سال پیش با من درباره این سریال صحبت کرد وگفت که سفارشی از طرف شرکت مترو است.‌‌ همان زمان هم گفتم که من بلد نیستم کار سفارشی بنویسم. بعد از مدتی این طرح به ذهنم رسید که مترو محلی است که در یک لحظه همه آدم‌ها از اقشار مختلف درآن جمع می‌شوند. هر اتفاقی ممکن است در آن لحظه بین این آدم‌ها در جریان باشد.


بعد فکر کردم درباره یک گروه تحقیقی بنویسم که برای کار به مترو می‌آیند. این گروه دانشجویی، جوان و آرمان گرا دورهم جمع می‌شوند و می‌خواهند کاری انجام دهند که موضوع این سریال از همین جا شکل گرفت. فردی که می‌خواهد واقیعت‌ها را تغییر دهد، اما در کنار این تلاش برای تغییر واقعیت، واقعیت نیز قدری خود او را تغییر می‌دهد. از طرفی خودش هم تاثیرش را بر آدم‌های اطرافش می‌گذارد. از سوی دیگر بحث بحران اخلاقی که بسیار از متفکران دردهه اخیر هشدارش را می‌دهند هم دغدغه من برای نوشتن این سریال بود. گروه‌های مرجع تا چند سال پیش خانواده‌ها، مدرسه و دانشگاه بود اما در حال حاضر تعداد گروه‌های مرجع زیاد شده است، همه چیز دچار آشفتگی است، اینترنت جایش را میان جوان‌ها باز کرده است، تعداد رسانه‌ها زیاد شده و جوانان ما دچار بحران هویتی شده‌اند. برخی هنجار‌ها دچار گسستگی شده است و چند‌شخصیتی بودن جایش را میان مردم باز کرده است. انگار عدهٔ زیادی از آدم‌ها نقابی به صورت دارند که اول از همه به خودشان دروغ می‌گویند بعد به دیگران.


این موضوع بدی نیست اما من از قسمت ابتدایی داستان متوجه شکل گیری داستان وعملکرد شخصیت‌ها خصوصا علی مولا نشدم مگر ممکن است که یک دانشجو از طریق عکس گرفتن از مردم به میزان دروغ گفتن یا نگفتن آن‌ها پی ببرد؟
آهنج: ما یک شوک اولیه نیاز داشتیم که به اصطلاح‌‌ همان سیلی اول را به مخاطب بزنیم تا فرایند اتفاقات داستان تاثیرگذار‌تر باشد. با این شرط که نباید با فضای فرهنگی و سیاسی تداخل پیدا کند. ما با این هدف داستان را شروع کردیم. مقدمه قصه یک سو تفاهم بود که خیلی خوب طراحی شده بود. ایرادی که شما از قصه می‌گیرید در روند قصه برطرف شد. علیرضا از مردم عکاسی می‌کند و یادداشت برمی دارد و به مرحله تحقیق خودش را نزدیک می‌کند. بعد هم وقتی سوء تفاهم بین او و مسئولان مترو پیش می‌آید خیلی زود برطرف می‌شود. اگر مسیر بخشنامه‌ای نگارش یک پایان نامه را دنبال کنید، ممکن است ذره‌ای ایراد به آن وارد باشد اما در مراحل اولیه جلوی این روند گرفته شد.

 

این سریال قرار بود ماه رمضان روی آنتن برود که پخش آن به نعویق افتاد و ظاهرا این مجموعه دچار سانسور و حذفیات هم شده است. چرا این اتفاق افتاد؟
آهنج: من اسمش را سانسور نمی‌گذارم. زمانی که این مسئولیت خطرناک و متن عمیق و جدی مصطفی رستگاری مطرح شد، و بعد با تهیه کننده صحبت کردم، قول و قرار، و وعده‌ای که گذاشتیم این بود که یک کار بسیار متفاوت ارائه دهیم. در مراحل اولیه بیشتر شبیه شعار بود، اما رفته رفته یقین کردیم که می‌توانیم یک اثر متفاوت خلق کنیم. معتقدم در رسانه ملی وقتی حرفی را می‌زنیم، ممکن است نیمی ازمردم آن را برنتابند.

 

مردم وقتی این سریال را می‌بینند، متوجه قیچی‌هایی در سریال می‌شوند. دلیلش هم این است که ما حرف‌هایی را در این سریال مطرح کردیم که شاید جامعه ما در سال 91 آن را برنمی تابد. هر بخشی را که مدیر محترم اجازه پخش آن را داد، جز مهم‌ترین و تاثیر گذار‌ترین سکانس هم است.  فکر می‌کنم مردم با این سریال خودشان را می‌بینند. «راستش را بگو» جدا از مباحث علمی و فلسفی آینه تمام نمای امروز جامعه ما است، یعنی دقیقا ما یک آینه قدی بزرگ به اندازه خود ایران مقابل مردم گرفته‌ایم تا امروز خودمان را بینیم، البته تاریخ معاصر را کالبد شکافی کردیم به قبل از انقلاب رفتیم، زمان انقلاب را بررسی کردیم، بخشی‌هایی از ساواک و پهلوی را تصویر کردیم تا رسیدیم به سال‌های اخیر. به نظرمن این حرکت جدی و تاثیر گذاری بود.

 

در این مسیر انواع و اقسام تفکرات، اندیشه‌ها، آدم‌ها با جایگاه‌های مختلف و نوع فعالیت‌های مختلف اعم از سیاسی، فرهنگی و امنیتی، خانواده‌ها جز اهداف و مخاطبان ما بودند. قبول دارم که جامعه هدف گذارما و کسانی که به عنوان مخاطب در نظر گرفتیم وسیع و به اندازه خود ایران است. من اسم اتفاقی را که برای سریال افتاد، سانسور نمی‌گذارم. همه ما به اصل نظام، اصل دین و حکومت اعتقاد داریم.


در مدت پخش سریال انتقادهای تندی نسبت به موضوع داستان و کلیت کار صورت گرفت. تا چه حد این انتقاد‌ها را می‌پذیرید؟
آهنج: به هر حال پذیرفتن این همه آرا و عقاید و نقد‌های تند - می‌دانم که خیلی‌ها شمشیر را از رو برای ما بسته‌اند- سخت است. به قول کارلایل «فکر نو بسیار ظریف و حساس است با یک ریشخند کوچک می‌میرد و کنایه کوچک آن را مجروح می‌کند.» بسیاری از دوستانی که ناآگاهنه ما را نقد می‌کنند، به نظرم گناه‌شان بیشتر از کسانی است که در این سریال مورد هدف پیام ما هستند. کسانی که مورد هدف ما در این سریال هستند، می‌دانند چه چیزی را مطرح می‌کنیم وبا نگاه اصلاحی انتقادی عمل می‌کنیم. ولی آن‌هایی که نمی‌دانند و فیلم را نقد می‌کنند و ما را به شعار زدگی متهم می‌کنند، جراحتی که آن‌ها به پیکره سریال وارد می‌کنند، دردناک‌تر است.

 

چقدر شخصیت شهید چمران بر اساس واقعیت نوشته شد؟
رستگاری: شخصیت و زندگی شهید چمران از نقاط مهم و کمتر پرداخت شده در تاریخ معاصر ایران است که به قدر کافی بررسی نشده. در اواسط تصویربرداری «راستش را بگو»، زمانی که شنیدم آقای حاتمی‌کیا هم قرار است،  چمران را بسازد، خیلی خوشحال شدم. فکر کردم حضور شهید چمران در این سریال لازم است.

 

از یکی از همرزمان شهید چمران شنیده بودم که نقل می‌کرد، سوم یا چهارم دبیرستان بودم که درس و مدرسه را‌‌ رها کردم و رفتم جبهه و زخمی شدم. خوشحال بودم که شهید چمران به عیادتم می‌آید. وقتی چمران بالای سرم آمد گفتم: «دعا کن ما شهید بشیم» و او در جوابم گفت: «یعنی چه دعا کن که شهید بشم. تو باید برگردی مدرسه درست را تمام کنی و معلم شوی.. این کشور بیشتر از شهید به معلم احتیاج دارد.»

از همین جا از مدیریت شبکه یک هم تشکر می‌کنم که پای کار ایستاد. اخلاق و آگاهی اگر اصل قرار بگیرد اتفاق‌های خوبی می‌افتد. «راستش را بگو» همین را می‌خواهد بگوید. به نظر من اگر کارنامه زندگی چمران را نگاه کنیم، او هم همین را می‌گوید.

 

من بیدار خوابی‌های شهید چمران را شنیده بودم. بیدارخوابی مرز بین خواب و هوشیار بودن است. در جبهه برای اینکه متوجه حضور دشمن بشوند باید در زمان استراحت هم حواسشان به دشمن باشد. بیدار خوابی در حقیقت به معنایی نمادین و استعاری اشاره‌ای ست به خواب نرفتن و خود را به خواب نزدن در تمام موقعیت‌ها و شرایط.


 در مصاحبه‌های مختلف گفته شده که شخصیت علی مولا ما به ازای بیرونی دارد، اما می‌خواهم بدانم که چه افرادی را می‌توانیم مصداق بارز این شخصیت بدانیم؟
دانیال عبادی: این شخصیت ما به ازای بیرونی دارد. نه تنها من، بلکه شما هم با این افراد برخورد داشتید، چه الان و چه در گذشته ما یکسری افراد شاخص داشتیم. اگر بخواهیم ما به ازای بیرونی این شخصیت را در نظر بگیریم، شاید انسان‌هایی بودند که از زمان‌های گذشته تا به امروز در مسلک حضرت علی (ع) حرکت کرده‌اند، پهلوان‌هایی مثل تختی یا پوریای ولی انسان‌های جوانمردی بوده‌اند. نه تنها خود آن‌ها بلکه کسانی که پیرو مسلک آن‌ها بوده‌اند، هم در رفتار و کردارشان صادق بودند. علی مولا هم آدمی است که فارغ از اینکه داد بزند و بگوید من آدم خوبی هستم، فارغ از اینکه تظاهر به مثبت‌گرایی محض کند، آدم خوبی است. شاید علی مولا سمبلی باشد از تمام خوبی‌هایی که تک تک افراد این جامعه می‌توانند داشته باشند.

 


آیا علی مولا قهرمان قصه است؟

رستگاری: این شخصیت شاید الگو و ایده ال من در سن 18 تا 25 سالگی بود. کسی که دوست داشتم شبیه به او زندگی کنم. علیرضا با آدم‌هایی رو برو می‌شود که پیچیدگی‌های زیادی دارند و صادقانه دست به عمل می‌زند. تعدد شخصیت‌های کار زیاد بود. این سریال 22 شخصیت اصلی داشت من هم باید جایی می‌ایستادم که تعادل برقرار شود و نسبتم را با سایر شخصیت‌ها حفظ کنیم.


عبادی: به نظر من آدم‌هایی که این‌طور زندگی می‌کنند، بدون اینکه از خط و مشی اصلی زندگی‌شان دور شوند در مواجه با اطرافیان‌شان بزرگ می‌شوند و هنوز می‌توانند صادق باشند.

 

آهنج: همه اعتقاد داریم که آدم‌های این‌چنینی وجود دارند. در مملکت شیعه که متوسل است به حضرت امیر المومنین(ع) قطعا آدم‌هایی از جنس علی مولا وجود دارد. ما در مورد این که این‌گونه افراد آشکارهستند یا پنهان، بحث می‌کنیم.

 

آیا اصلاحاتی که به آن اشاره کردید قبل از شروع تصویر برداری هم نسبت به کار اعمال شد؟ مقصود من در فیلمنامه اثر است.

فاطمه ثمرقندی: وقتی راش‌های سریال را می‌دیدم، بار‌ها تحت تاثیر قرار گرفتم و گریه کردم. هنوز هم که سریال را روی آنتن تلویزیون می‌بینم، گریه می‌کنم. همه این‌ها به این دلیل است که تک تک آدم‌های این گروه با عشق کار کردند. به این سریال امکاناتی تعلق نگرفت. بازیگرانی مثل نیوشا ضیغمی و دانیال عبادی که بیشتر در سینما کار می‌کنند، چندین پروژه را رد کردند و سر این سریال حاضر شدند. هیچ کس این سریال را جدی نگرفت، هیچ کس باورش نکرد وحداقل بودجه به این کار تعلق گرفت. همه عوامل کمتر از چیزی که حقشان بود دستمزد گرفتند به این امید که پیام این داستان بر کسی اثر داشته باشد. متاسفانه مردم از این سریال فقط ایرادات سطحی می‌گیرند، مثلا چرا حجاب یک بازیگر خوب نیست؟ خواهش می‌کنم کسانی که این سریال را می‌بینند و قضاوت می‌کنند حداقل درست نقد کنند. در‌‌ همان مراحل اولیه هم ایراداتی از متن گرفته شد و حقیقتا فکر نمی‌کردیم بتوان چنین سریالی ساخت.

 

خانم ضیغمی شما بعد از 9 سال دوری از تلویزیون با این سریال بار دیگر به این مدیوم برگشتید. دلیل حضورتان در این مجموعه چه بود؟

ضیغمی: بله من مدت طولانی از بازی در تلویزیون فاصله گرفتم. اولین حضورم بازی در سریال «در چشم باد» ساخته مسعود جعفری جوزانی بود که همچنان به این اثر افتخار می‌کنم. در این سال‌ها هر بارکه کار در تلویزیون به من پیشنهاد می‌شد، هیچ وقت متنی را نخواندم که قابل تامل باشد و یا حداقل کامل نوشته شده باشد. اکثرمتن‌هایی که پیشنهاد می‌شد، سه سیناپس 10 صفحه‌ای نوشته شده بود و می‌گفتند بعدا نوشته می‌شود! نمی‌توانستم خودم را راضی کنم، در سریالی حضور داشته باشم که بعد از آن مقابل کسانی که درباره کار از من سوال می‌پرسند، نتوانم پاسخگو باشم. هر چند تمام کارهایی که در سینما انجام داده‌ام، هم کارهای قابل دفاعی نیستند، من هم در انتخابم اشتباهاتی کرده‌ام اما به هر حال بازیگر سینما شدم و باید دلیلی را برای خودم پیدا می‌کردم که چند پیشنهاد سینمایی را رد کنم و پس از سال‌ها به تلویزیون بر گردم.

 

این اتفاق با سریال «راستش را بگو» رخ داد. احترامی که برای کارهای آقای آهنج قائل هستم و متن خوب مصطفی رستگاری من را بیشتر برای حضور در این سریال ترغیب کرد. علاوه بر این که برای مخاطب تلویزیون احترام ویژه‌ای قائل هستم. بنابراین احساس می‌کنم، رسالت بزرگی بر دوش تلویزیون ایران است. حتی بیشتر از سایر کشور‌ها به دلیل این که جامعه جوان کشور ما باید خوراک فرهنگی داشته باشد، و متاسفانه از فرط اینکه خوراک فرهنگی خوب نیست رومی‌آورند، به شبکه‌هایی چون فارسی وان که به نظر من آسیب زننده‌ترین رسانه به جوان‌های ما است. با خودم فکرکردم بازیگری هستم که شاید حداقل مخاطبی داشته باشم، وظیفه خودم می‌دانم با این سریال چند نفر را ترغیب کنم که تلویزیون ایران را ببینند.

 

متن سریال را چطور دیدید؟

 ضیغمی: وقتی متن را خواندم، شگفت زده شدم. با خودم فکر کردم اصلا اجازه ساخت آن را می‌دهند؟ و یا در بهترین حالت جلوی پخش آن را می‌گیرند. امروز وقتی با نقد‌هایی که درباره آن نوشته می‌شود، روبرو می‌شوم، تعجب می‌کنم. به نظر من برخی از نقد‌ها کاملا بدون فکر نوشته می‌شود. باتمام احترامی که برای اهل قلم و اصحاب رسانه قائلم اما متاسفانه عده‌ای وارد این قشر از جامعه شدند که اصلا مال این داستان نیستند. اولین دلیل حضور یک رسانه این هست که تاثیر گذار باشد. واقعا وقتی عده‌ای می‌نویسند چادر این بازیگر شبیه شنل زورو است، به نظر شما این بحث فرهنگی است؟ چرا ما اینقدر کم صبریم و منتظر نمی‌مانیم ببینیم چرا خاطره چادر را این طور سر می‌کند؟ برخی نوشته‌اند شخصیت خاطره آرامی دختری است که فقط جیغ می‌کشد و اعصاب خورد می‌کند. دقیقا شخصیت خاطره آرامی باید چنین فاکتورهای داشته باشد. من خوشحالم اگر این تاثیر را گذاشته‌ام. نقد با غرض ورزی فرق دارد. امروز که من اینجا نشستم با این که به شدت عاشق کارم هستم اما به شدت دلسردم. متاسفانه این روز‌ها سینما گر‌ها یکی پس از دیگری از حرفه و شغلشان خداحافظی می‌کنند. این یک واقیعت به شدت تلخ است. من هر کاری می‌کنم یک عده انتقاد می‌کنند. به چه جرمی؟ ما یک جمعیت فرهنگی هستیم که نیاز به حمایت یکدیگر داریم. رسانه و هنر دو معقوله به هم پیوسته‌اند.


آهنج: یکی از دلایلی که حال سینما خوب نیست مشکلات اقتصادی است. اهالی سینما باید کارشان را تعطیل کنند بشینند و «راستش را بگو» را نگاه کنند. اگر با خودشان صادق باشند و اول به خودشان راست بگویند بعد به دیگران، حالشان خوب می‌شود.

 



آقای آهنج کمی درباره تصویر برداری این سریال هم صحبت کنید چه شد که با فرشاد گل سفیدی کار کردید؟

آهنج: من با فرشاد قبلا هم کار کرده بودم و نوع کارش را دوست دارم. فکر می‌کنم با توجه به فضایی که ما در این کار مورد نظرمان بود، توانست به خوبی از عهده کار برآید و تصاویر خوبی هم گرفت. فرشاد در طی این چند سال با کارگردان‌های مختلفی کار کرد که کمی در سلیقه تصویر برداری‌اش تغییرایجاد شد و چون قبل از شروع «راستش را بگو» در سریال دیگری مشغول بود، سخت بود در ابتدا بخواهیم سلیقه تصویر برداریش را مطابق با فضای سریال تغییر دهیم. اما کم کم با صحبت‌هایی که با هم داشتیم توانستیم به یک فرم ایده آل در تصویر برداری برسیم.

 

 

 

دلایل سانسور "راستش را بگو"

« جرممان بیان درد جامعه بود »

 

عوامل جموعه تلویزیونی "راستش را بگو" روز گذشته در نشست نقد و بررسی این مجموعه اشاره‌هایی به برخی دلایل سانسور 164 دقیقه‌ای که منجر به عدم پخش نزدیک به 4 قسمت پایانی این مجموعه شد، داشتند.

به گزارش خبرنگار مهر،‌ عصر روز دوشنبه سیزدهم آذر سی امین جلسه خانه فیلم فردوس واقع در فرهنگسرای فردوس با نمایش و نقد و بررسی سریال "راستش را بگو" برگزار شد.

در این جلسه محمدرضا آهنج کارگردان، مصطفی رستگاری نویسنده، فاطمه ثمرقندی تهیه‌کننده، نیوشا ضیغمی، دانیال عبادی، امیرحسین مدرس و الناز بهمن‌زاده بازیگران این سریال حضور داشتند.

در ابتدای این نشست با اجرای محمدرضا لطفی، ثمرقندی تهیه‌کننده درباره نزدیکی اثر به شعار اظهار کرد: من آدم محتواگرایی هستم و به شدت دوست دارم که درباره مصادیق انسانی و درعین حال موضوعات اقتصادی کار تولید کنم. من در گذشته تجربه سریال "مار و پله" را داشتم که درباره مالیات بود و مرا راضی نکرد.

ثمرقندی: قرار بود به ورطه تبلیغ کشیده نشویم

وی تصریح کرد: به زعم من این خیلی خوب است که ارگان‌ها وارد مشارکت و تولید یک اثر هنری بشوند، درست مانند ورزش و فوتبال و هرکاری که فرهنگ‌سازی کند اتفاق خوبی است، اما همان طور که شما گفتید باید این ظرافت را به کار برد که در عین حال به ورطه تبلیغ کشیده نشود. "راستش را بگو" کاری بود که در آن می‌خواستیم درباره دروغگویی حرف بزنیم و در گام نخست با آقای آهنج به توافق رسیدیم و او هم مصطفی رستگاری را برای نگارش معرفی کرد. رستگاری وقتی فهمید که کار مشارکتی است در ابتدا چندان استقبال نکرد، اما رفته رفته علاقمند شد و استارت کار زده شد.

آهنج: عده‌ای گفتند خائنید عده‌ای قدیسمان خواندند

آهنج نیز در ادامه با اشاره به فعالیت دو ساله در این سریال، گفت: بچه‌ها از جان مایه گذاشتند. ما خارج از فرم سفارشی سعی کردیم تا مجموعه‌ای بسازیم که از دردها بگوید و خنثی نباشد. انصافا هم با وجود این سفارش حتی یک بار هم به ما نگفتند که چه بسازیم و چه نسازیم و دست ما را باز گذاشتند. بنابراین من شخصا تفاوتی با کارهای غیرمشارکتی ندیدم. اما بحث اصلی اینجاست که در طول پخش این مجموعه عده‌ای ما را در حد فیلم موهن‌ساز و خائن پایین کشیدند و عده‌ای هم ما را اندازه یک قدیس بالا بردند، که البته هیچ کدام از این دو خوب نیست.

وی ادامه داد: اما وقتی می‌بینم که به گروه ما می‌تازند، آن هم تنها به جرم اینکه از درد جامعه می‌گوییم و دروغگویی را مورد نقد قرار می‌دهیم، به جرم اینکه در این مجموعه گروه‌های فشار مورد نقد هستند و درباره آرمان‌هایی که به آن نرسیدیم حرف می‌زنیم و به همین گناه باید هم فحش بشنویم و هم 164 دقیقه سانسور شویم.

رستگاری: چرا میدان را می‌بازیم؟

رستگاری نویسنده سریال نیز با بیان اینکه به زعم من سینما و فیلم یک کار جمعی و نویسنده راوی کار است، اذعان کرد: من در ابتدا باید از ثمرقندی تشکر کنم که پای این سوژه ملتهب ایستاد و ریسک آن را قبول کرد. اما در مورد پاسخ شما باید بگویم که درست است، ما از یک فرم جدید استفاده کردیم، اما مگر این ایراد است؟ همین عدم ریسک پذیری در کارها است که مخاطب به سمت مجموعه‌های نازل ترکیه‌ای و کلمبیایی گرایش پیدا می‌کند. به راستی چرا؟

وی یادآور شد: مگر غیر از این است که ما هم دانش بیشتری داریم و هم امکانات بیشتری و هم سوژه‌های بکرتری؟ پس چرا در این زمینه میدان را می‌بازیم؟ چون  قدرت ریسک کردن را از دست داده‌ایم. در مورد شعارزدگی هم باید بگویم اساس چنین کارهایی دیالوگ است و با حرف و دیالوگ است که جلو می‌رود.

ضیغمی: باورم نمی‌شد چنین کاری در تلویزیون ساخته شود

در ادامه ضیغمی درباره حضور دوباره‌اش در تلویزیون توضیح داد: من بعد از 10 سال فعالیت در سینما به تلویزیون آمدم و در طول این سال‌ها هم پیشنهادات زیادی از این رسانه داشتم، اما چندان تمایل نداشتم تا اینکه فیلمنامه این سریال به دستم رسید و آن را خواندم. باورم نمی‌شد که سریالی جدا از عشق و عاشقی به شکل چالش انگیز در تلویزیون ساخته شود و به همین جهت پذیرفتم که وارد این مدیوم شوم.

وی افزود: اکنون هم با وجود نقدهای تندی که به کار می‌شود آن را دوست دارم. چون مصداق عینی دارد، خاطره آرامی از گذشته‌اش می‌ترسد و آدم خوبی نیست، خودش هم می‌داند و توان مورد نقد قرار گرفتن را ندارد و زمانی که آیینه مقابلش می‌گیرند حالش بد می‌شود.

عبادی: علی مولا یک شخصیت آرمان گراست

در ادامه دانیال عبادی نیز درباره حضورش در تلویزیون توضیح داد: من 9 فیلم سینمایی بازی کرده بودم و اصلا بازی در سریال در برنامه کاری من نبود، تا اینکه برای این کار یک جلسه یک ساعته با آقای آهنج داشتیم که من انرژی فوق العاده خوبی از او گرفتم. همین انرژی باعث شد تا من فیلمنامه را بگیرم و بعد از خواندن کار به آن علاقمند شدم و بازی در آن را قبول کردم. به نظر من علی مولا سمبلیک نیست، بلکه آرمان گراست، چرا که نمونه عینی در جامعه دارد. باید دقت داشته باشیم که هر فردی در درون خود یک علی مولا دارد، ما یک وجه راستگو داریم، یک وجه مهربان داریم و یک وجه شیطانی یا بد و اینکه کدام را بالفعل کنیم به خود ما برمی‌گردد. اما با این حال اگر مجموعه تا این حد سانسور نمی‌شد شما الان جواب خیلی از ابهامات این شخصیت را می‌گرفتید.

بهمن زاده: استرس داشتم

بهمن‌زاده درباره حضور در کنار اهالی حرفه‌ای سینمای و تلویزیون اظهار کرد: در ابتدا به شدت این استرس با من همراه بود فکر می کردم که از عهده این نقش و کار برنخواهم آمد، چرا که همانطور که خودتان هم اشاره کردید تمام این موارد کار مرا سخت و حساس می‌کرد، اما در طول کار آقای آهنج استرس را کاملا از من دور کرد و بزرگترها و خصوصا امیرحسین مدرس به من کمک کرد تا کار را به سرانجام برسانم و باید از تمام این عزیزان تشکر کنم. آهنج کارگردان صبور و با دانشی است و من به شخصه خیلی چیزها از وی آموختم.

مدرس: نقد یا نق؟

مدرس در ادامه در توضیحاتی درباره مخاطبان رسانه ملی، اظهار کرد: تلویزیون به دلیل گسترده بودن طیف مخاطبانش همواره در کارها  و خصوصا سریال‌ها موافقان و مخالفان خاص خودش را پیدا می‌کند. اما موضوعی که در نقد آثار نادیده گرفته می‌شود این است که به هرحال هر اثری ماهها و سالها برایش زحمت کشیده شده است و قطعا این وظیفه نقد است که نقاط مثبتش را هم بیان کند تا سازندگان دچار حس بدی نشوند.

وی افزود: اما در بعضی کارها مثل همین "راستش رو بگو" نقد کنار می‌رود و "دال" آخر برداشته شده و تبدیل به نق می‌شود. انصافا در میان نقدهایی که درباره این کار شد چند نوشته منصفانه دیده شد؟ چند نفر آمدند و ایرادات ما را به صورت ریشه‌ای به ما گوشزد کردند؟ نمی‌گویم نبوده، اما وقتی درصد بگیریم و جمع کنیم می‌بینیم خیلی ناچیز بوده است و یک جریان نق زدن درباره این کار به راه افتاد آن هم تنها به جرم بیان درد جامعه!

در ادامه آهنج در خصوص استعاره نام علیرضا مولایی که به اختصار علی مولا شناخته می‌شد، تصریح کرد: بله متاسفانه این تفکر غلط به وجود آمده است که ما با این کار قصد داشتیم تا تصویری از امیرالمومنین نشان دهیم که چنین چیزی از اساس غلط است. ما به هیچ عنوان قصد نداشتیم خدای ناکرده تصویر حضرت علی(ع) را به تصویر بکشیم، اما می‌خواستیم قطره‌ای از دریا را نشان دهیم و این به خاطر اندیشه‌ها و علایق دکتر رستگاری است.

درباره دکتر چمران باید مستقل سریال ساخت

در پایان نشست نویسنده اثر درباره پرداخت مختصر به شهید چمران در این سریال گفت: دکتر چمران نابغه زمان خود و همیشه به دنبال حقیقت بود. حرف و پیامی که ما هم در این مجموعه به آن اصرار داشتیم، این بود که مردی بزرگ در اوج تمکن مالی دست از همه چیز شست و به مبارزه پرداخت. اما ما قصد نداشتیم تا بیوگرافی و سریالی در مورد این آدم بسازیم و تنها قصد داشتیم در راستای پیام مجموعه ادای دینی به این شخصیت داشته باشیم و اگر می‌خواستیم وارد زوایای زندگی این آدم شویم باید درباره وی یک مجموعه مستقل می‌ساختیم.

 

 

«راستش را بگو»؛ از دعوای نیوشا ضیغمی تا سیاهی‌لشکرهای ناراضی!

 چند دانشجو با همراهی یکی از استادانشان و البته تحت نظارت مأمورانی که به آن‌ها شک دارند،‌ سعی می‌کنند معضلات اخلاقی جامعه را با محوریت مترو بررسی کنند؛ موضوعی اخلاقی که دستمایه‌ی سریال «راستش را بگو» شده است. آنها مجبورند برای هدفشان با خیلی‌ها رودررو شوند که یکی از آن‌ها رییس دانشگاه است.

نیوشا ضیغمی (خاطره) در صحنه‌های پیش رو می‌خواهد مجوز یک نشست دانشجویی را از رییس دانشگاه بگیرد که منجر به دعوای لفظی‌شان می‌شود؛ البته آن‌سوتر، سیاهی‌لشکرهایی که برای بازی در نقش دانشجویان معترض آمده‌اند از این‌ که دو روز است می‌آیند و می‌روند و بازی نمی‌کنند ناراضی هستند.

 

صبحانه و نهار نخوردیم/ فقط پاهایمان بازی کرد!
به گزارش خبرنگار سرویس تلویزیون ایسنا، این هنرجویان که می‌گویند از کرج آمده‌اند از گروه تولید «راستش را بگو»‌ گله می‌کنند که بدون توجه به حضور آن‌ها،‌ صحنه‌های دیگری را ضبط می‌کنند. آن‌ها می‌گویند دو روز است از صبح زود از کرج می‌آیند اما نوبت بازی‌شان نمی‌رسد. یکی از آن‌ها که دختر جوانی‌ است، می‌گوید:‌ دیروز هم آمدیم؛ قرار بود بازی داشته باشیم، از صبح تا هفت، هشت بعدازظهر این‌جا بودیم ولی بازی نکردیم؛ در واقع فقط پاهایمان بازی کرد!

مسؤول این هنروران هم توضیح می‌دهد: از صبح ما را به حالت آماده‌باش گذاشته‌اند؛ حالا هم که ساعت سه بعداز ظهر است، نه صبحانه خورده‌ایم نه نهار. او سپس به جمعیت 30، 40 نفره هنروران اشاره می‌کند و می‌گوید نیمی از آن‌ها از کرج آمده‌اند.

 

وقتی خاتون، خاطره می‌شود

اما جدا از این هنروران که همچنان باید منتظر شروع بازی‌شان بمانند، در یک ساختمان دیگر از دانشگاه مترو (محلی که سکانس‌های دانشگاه در آن ضبط می‌شود)، گروه «راستش را بگو»‌ در تدارک ضبط صحنه‌ی دعوای نیوشا ضیغمی و رییس دانشگاه برای گرفتن مجوز کنفرانس هستند. این صحنه‌ها در یک روز تعطیل در طبقه‌ی دوم دانشگاه مترو ضبط می‌شوند؛ جایی که گروه مجبور است همه‌ی لوازمش را در راهروی کوچکی که یک طرفش فنس‌های حفاظتی نصب شده‌ جا بدهد؛ محمدرضا آهنج هم مونیتورش را کنار در ورودی جا می‌دهد و روی یک صندلی می‌نشیند تا بر بازی بازیگران که قرار است پشت درهای بسته باشد، احاطه داشته باشد.

نیوشا ضیغمی با گریم خاطره،‌ در اتاق رییس نشسته و درحالی که با تلفن همراهش حرف می‌زند،‌ نیم‌نگاهی هم به فیلمنامه دارد؛ البته در فیلمنامه‌ای که نیوشا ضیغمی پیش رو دارد، نام «خاطره»، «خاتون» است که ضیغمی در ادامه توضیح می‌دهد این تغییر نام، درخواست خود نویسنده و کارگردان بوده و ربطی به او نداشته است.

فلاش‌بک به خرمشهر و سفارت آمریکا

به جز نیوشا ضیغمی،‌ امیر کاوه آهنین‌جان هم که نقش یاور را در «راستش را بگو»‌ بازی می‌کند، در صحنه‌های امروز دانشگاه حضور دارد. هر چند شکیل مظفری، دستیار کارگردان و برنامه‌ریز هم می‌گوید به احتمال زیاد تا چند ساعت آینده، دانیال عبادی نیز به گروه خواهد پیوست.

مظفری توضیح می‌دهد:‌ ما در ماه پایانی تصویربرداری هستیم و حدود 15 روز در دانشگاه کار داریم. تا به حال بازی چند بازیگر مثل لعیا زنگنه، آتیلا پسیانی و اصغر نقی‌زاده تمام شده است. از این به بعد هم 20 لوکیشن دیگر باقی‌مانده که شامل فلاش‌بک‌هایی به سفارت آمریکا، ‌دفاع مقدس و خرمشهر است.

او ادامه می‌دهد: ما 33 قسمت گرفته‌ایم اما فکر می‌کنم در زمان پخش، مدت هر قسمت را زیاد کنند تا تعداد قسمت‌ها کمتر شود.

 

تصویربرداری با دوربین عکاسی!

بعد از چند بار ضبط بگومگوی نیوشا ضیغمی و رییس دانشگاه که با حوادث غیرمترقبه‌ای مثل باز شدن ناگهانی درب اتاق توسط یکی از عوامل صحنه و خوابیدن یکی دیگر از عوامل در اتاق کناری که در قاب دوربین قرار می‌گرفت، همراه بود، بالاخره صحنه‌ی مورد نظر آهنچ برای این سکانس، ضبط می‌شود.

 

در همین فاصله به سراغ فرشید گل‌سفیدی، تصویربردار کار می‌رویم که با دوربین 5D که مخصوص عکاسان است کار تصویربرداری را انجام می‌دهیم. گل‌سفیدی توضیح می‌دهد استفاده از این دوربین عکاسی، برای کار فیلمبرداری متداول است و او هم چند سالی که با دوربین‌های معمولی تصویربرداری کار نمی‌کند و از همین 5D برای کار در فیلم‌ها و سریال‌ها استفاده می‌کند.

 

چند کار سینمایی را به خاطر «راستش را بگو» رد کردم

بعد از پایان این سکانس، وقت نهار گروه است و بعد از آن، نیوشا ضیغمی آماده رفتن می‌شود. او لباسش را عوض و گریمش را با کمک گریمور، پاک می‌کند. با او در اتاق گریم به گفت‌وگو می‌نشینم.

 

ضیغمی در پاسخ به این سوال که چرا در تلویزیون بازیگر کم‌کاری‌ است؟ می‌گوید: من هشت سال پیش کارم را با تلویزیون و مجموعه «در چشم باد» شروع کردم. بعد از آن،‌ متن‌های مختلفی را خواندم اما هیچ متنی نبود که من را ترغیب کند که سینما را رها کنم و به تلویزیون بیایم. کماینکه در چند ماهی که درگیر این کار بودم، چندین پروژه سینمایی را رد کردم؛ چون اساسا کسی نیستم که بتوانم دو پروژه را همزمان کار کنم. در این مدت هم پروژه‌ای نبود که من را جذب کند تا این که به تلویزیون بیایم اما در سریال «راستش را بگو» با متنی روبه‌رو شدم که متن خوبی بود و گروه خوبی کار می‌کردند. من هم با خواندن این متن، حس خوبی داشتم و ترغیب شدم که دوباره به تلویزیون برگردم چون اساسا به مدیوم تلویزیون اعتقاد دارم اما در یک فضای خوب و فضایی که حرفی برای گفتن داشته باشد.

 

او ادامه می‌دهد: نقش من در این سریال، یک دانشجوی پرخاشگر و یاغی است؛ وقتی من دیالوگ‌های خودم را می‌گویم،‌ روی خودم هم تاثیر می‌گذارد که من این‌ها را خیلی دوست دارم. ادبیات نقش‌های دیگر داستان را دوست دارم،‌ فارغ از این که امروز گرایش اکثر مردم به سمت کارهای طنز رفته و کم‌تر مخاطب فیلمنامه‌های جدی هستند؛ من فکر می‌کنم این متن، متن بسیار پر و قوی‌ است که حرف‌های زیادی برای گفتن دارد.

 

ضیغمی که در این سریال،‌ نقش یک دانشجو را بازی می‌کند، در پاسخ به این سوال که «راستش را بگو» چقدر به محیط‌های دانشجویی نزدیک شده، ‌تا بازنمایی واقع‌گرایانه‌ای از دانشجوی ایرانی داشته باشد، توضیح می‌دهد:‌ شخصیت خود من، شخصیتی است که کاملا برخلاف تصورهای کلیشه‌یی از یک دانشجوی مثبت و آرام که فقط درسش را می‌خواند، است. ما پنج نفر هستیم که نقش‌های دانشجویان را بازی می‌کنیم. این نقش‌ها به نظرم خیلی زنده است. من دوران دانشجویی را تجربه کرده‌ام و می‌دانم همه با یک الگو بریده نشده‌اند. تصورم این است که خواسته‌اند فضا به صورت کاملا رئال دربیاید. من هم متن را به خاطر واقعی بودنش دوست داشتم.

 

سربازان جمعه!

بعد از این گفت‌وگو، ضیغمی از گروه خداحافظی و کار امروزش را تمام می‌کند اما سیاهی‌لشکرهای معترض در طبقه پایین و در کنار سالن آمفی‌تئاتر جمع شده‌اند. به نظر می‌رسد بالاخره نوبت بازی‌شان رسیده و این بار واقعا قرار است جلوی دوربین بروند. اما هیچ یک از بازیگران اصلی در این صحنه حضور ندارد.

این هنروران که دانشجویان دانشگاه هستند، همگی دور آهنج و شکیل مظفری حلقه زده‌اند تا توضیحات مربوط به صحنه را بشنوند. به نظر می‌رسد یک سکانس طولانی در راه باشد.

با شروع توضیحات آهنج، ما هم دانشگاه مترو را با دانشجویان فرضی‌اش که یک روز جمعه دور هم جمع شده‌اند ترک می‌کنیم.

 

 

 

عکس های جدید نیوشاضیغمی

عکس‌های فیلم "راستش را بگو" بصورت اختصاصی از جدیدترین‌ها

{برای دریافت روی عکس زیر کلیک کنید}

 

 

 

تـــــــــوجــــــــــــه:

درج عکس‌های اختصاصی جدیدترین‌ها فقط با ذکر اسم و آدرس وبسایت "جدیدترین‌های نیوشاضیغمی" مجاز می‌باشد،وب‌هایی که لوگو و آرم مارو حذف می‌کنن و عکس‌هارو به اسم خودشون میذارن توجه داشته باشن که از مطلب بعد معرفی میشن...

واسه ادیت و در اختیار شماقرار گرفتن این عکس‌های اختصاصی زحمت کشیده میشه چون ما واسه مخاطب ارزش قائلیم پس با حذف کردن لوگو و تغییر نام منتشر کننده عکس حق کسایی واستون زحمت می‌کشنو ضایع نکنید...

 

 

 

 

« به وسیله دکمه‌های زیر این مطلب ما را در شبکه‌های اجتماعی محبوب کنید »



موضوع مطلب : نیوشا ضیغمی / اختصاصی / چند عکس / عکس نیوز
۱۳٩۱/٩/۱٦ :: ٥:۱٢ ‎ب.ظ
امکانات جانبی





Powered by WebGozar

برای اطلاع از اخبار و عکس های جدید در خبرنامه عضو شوید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای جدیدترین‌های نیوشاضیغمی محفوظ است