جدیدترین‌های نیوشاضیغمی
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ
فائزه

روزی که این وب افتتاح شد حتی فکرشو نمی‌شد کرد این همه مدت کنار شما باشیم و توی 3یا4 سالی که در خدمته شما هستیم افتخار می‌کنیم که شمارو در کنارمون داشتیم و از این خوشحال میشیم که تونسته باشیم رضایتتونو جلب کرده باشیم، این وب به کمک خود خانم ضیغمی اداره نمیشه اما مطالبی هم که در اینجا منتشر میشه کذب یا دور از حرف‌های ایشون نیست و یکی از دلایل دیر انشار شدنه مطالب وبسایت همین امره... برای آگاهی از آپ شدنه این وب به انتهای ستونه سمت راس مراجعه کنید و در خبرنامه این وب عضو بشید تا به محض بروز شدن مطلع بشید... موفق باشید

نويسندگان


نمایش گشت ارشاد به طور کامل متوقف شد و سعید سهیلی به همین خاطر نامه ای نوشته و برای "کافه سینما" فرستاده است:

بنام اول هنرمند عالم هستی...

گمان می کنم حالا که غائله ی اکران "گشت ارشاد" خاتمه یافته و قیل و قال ها فروکش کرده؛ حالا که تنور اعتراض های خودسرانه از گرما افتاده و سفره ی تهمت های ناروا برچیده شده؛ حالا که بعضی ها با پایین کشیدن غیرقانونی فیلم من چنان نفس راحتی کشیده اند که گویی بیرق کُفر به زیر آمده است؛ شاید زمان مناسبی باشد که فارق از آن "هیاهوی بسیار" با چند نفر چند کلام حرف حساب بزنم. حرفهایی که گفتنش زبان می سوزاند و نگفتنش مغز استخوان.

ـ آقای امام جمعه

پیش از همه، روی سخنم با شماست. آقای "علم الهدی"؛ روی سخنم با شماست، نه با امام جمعه تهران. چون شما نخستین امام جمعه ای بودید که علیه فیلم من سخنرانی کردید و مهم تر این که امام جمعه ی شهر من هستید. شهری که سالها در آن زندگی و فعالیت اجتماعی کرده ام. شهری که افتخار آشنایی و همنشینی با بزرگانش را داشته ام. بزرگانی چون "آیت الله طبسی"، "آیت الله نوقانی"، "آیت الله مروارید"، "آیت الله فلسفی"، "آیت الله صفایی"، "آیت الله آقا شیخ ابولحسن شیرازی" و حتی عرفایی چون "میرزا جواد آقا تهرانی" و "مولانا قندهاری"، و شهدای عالی رتبه ای چون شهید "هاشمی نژاد" و شهید "کامیاب" و شهید "موسوی قوچانی". بزرگانی که افتخار می کنم بگویم خیلی هاشان من را به اسم کوچک صدا می زدند. شهید هاشمی نژادی که افتخار می کنم بگویم نعش پاره پاره اش را در آغوش کشیده ام. اما ... افسوس و صد افسوس که در طول انقلاب و همرکابی با این بزرگان هیچ گاه نه نامی از حضرت عالی شنیدم و نه سعادت دیدارتان نصیبم شد. در حقیقت، این ابهام بزرگ ذهن من و شاید همه ی مردم شهرم را می آزارد که در آن سالهای سرنوشت ساز انقلاب شما کجا تشریف داشتید؟! به کدام بیت رفت و آمد داشتید و با چه کسانی نشست و برخاست می کردید که هیچ وقت نامی از شما در میان نبود. ای کاش من و شما یک بار هم که شده در آن روزگار به هم برمی خوردیم! در آن صورت شاید امروز اینقدر با هم بیگانه نبودیم و زبان همدیگر را بهتر می فهمیدیم! ... نمی دانم در این مورد باید برای خودم متأسف باشم یا برای شما! ...

*** *** ***

ـ آقای رییس

شاید شما که امروز بر صندلی ریاست سازمان تبلیغات اسلامی تکیه زده اید امثال من را نشناسید یا دلتان نخواهد که بشناسید. اما اگر دلتان خواست، می توانید از آقایان "زم" و "سیدآبادی" (رییس سابق تبلیغات اسلامی خراسان) بپرسید که اتفاقاً خیلی خوب از سوابق من آگاهند. می دانند که من مؤسس حوزه هنری خراسان و هشت سال مدیرش بودم. همان حوزه هنری که اشخاصی مثل هنرمند جانباز "حسین نوری" یا نویسنده فقید "احمد زارعی" در آن فعالیت کردند. و البته خیلی های دیگر که پاتوقشان آنجا بود. "داود کیانیان"، "جواد اردکانی"، "مصطفی محدثی"، "مجید نظافت"، "علیرضا غزوه"، "احمد عزیزی" و ... . القصه؛ من هشت سال با کمترین امکانات و حقوق هرچه در توانم بود در آن عرصه ی فرهنگی ـ هنری انجام دادم و هرگز منتظر پاداش نبودم. اما "جناب رییس"، اگر برخورد امروز شما با فیلم من پاداش آن فعالیت ها و خدمت هاست، با افتخار می پذیرم! اما چه پاداش تلخی! و اگر جز این است و فیلم من قربانی تسویه حساب ها و اختلاف سلیقه ها و حب و بغض های شما با دیگران شده است شما را به پاداش تلخ روزگار و سرنوشت بشارت می دهم که البته و صد البته خدایی هم هست. ...

*** *** ***

ـ آقای شهردار

شاید بهتر باشد سخنانم با شما را به دو بخش تقسیم کنم. گلایه ی فرهنگی ـ هنری ام را به "جناب آقای دکتر قالی باف" بگویم و درددل شخصی ام را به "حاج باقر". همان حاج باقر که از سالهای دور می شناسمش. البته شما را نمی دانم. راستی شما هم هنوز حاج باقر را می شناسید؟!

جناب آقای دکتر قالی باف. بدون شک برگزاری بزرگداشت برای هنرمندان، ساختن مجسمه ی آنها و گرفتن عکس یادگاری با ایشان، افتتاح موزه و نمایشگاه های هنری، سالن های تئاتر و پردیس های سینما، و صد البته اختصاص قطعه ای از بهشت زهرا به هنرمندان، شرطِ لازم برای آرایش وجهه ی یک شهردار هنردوست و هنرمندنواز است، اما قطعاً شرطِ کافی نیست. صاف و بی پیرایه بگویم: همراهی شما با حرکات غیرقانونی و خودسرانه ی جریانی بی منطق علیه آثار هنری بسیار دور از انتظار جامعه ی هنرمندان بود. از شمایی که می خواستید و شاید پس از این هم بخواهید بر کرسی ریاست جمهوری این مملکت تکیه بزنید و حافظ قانون باشید. مطمئن باشید این تصمیم غیرقانونی شما و همکارانتان به این زودی از ذهن خانواده ی سینما زدوده نخواهد شد.

و اما حاج باقر عزیز. من و شما تجربه ای مشترک داریم. تجربه ای مشترک از دورانی شریف و رفقایی که خود مظهر شرافت اند. بزرگانی که اگر سیاهه شان را بنویسم مثنوی هفتاد من کاغذ می شود. اکتفا می کنم به ذکر نام "بابانظر"، "بابارستمی"، "ابولفضل رفیعی"، "حسن آزادی"، "مهدی میرزایی" و از حاضرین و ناظرین "عباس شاملو"، "سید هاشم دُرچه ای"، "هادی سعادتی" ، "حاج ماشالله آخوندی" و "برادر اسماعیل". صادقانه معتقدم شرط انصاف این است که به احترام آن زندگان و این زندگان کمی بیشتر ملاحظه ی همدیگر را بکنیم و حداقل پیش از محکوم کردن یکدیگر فرصت کوتاهی برای دفاع بدهیم. البته اگر هنوز مراممان مرام "بابانظر" ها باشد و "حاج باقر" ها را بشناسیم! ...

*** *** ***

ـ آقای انصار

به این دلیل "آقای انصار" خطابت می کنم که نمی دانم پُشت این چهره ای که گاه و بیگاه بروز و ظهور می کند دقیقاً کیست و مرامش چیست! پیر است یا جوان. خام است یا پُخته. کم سواد است یا بی سواد. جبهه دیده است یا جبهه ندیده. اما این را خوب می دانم که هرکه هستی و هرچه هستی، کوچکی و ناچیز. "من آنم که رستم بود پهلوان!" بهترین مصداق عینی توست. "دون کیشوتی" که احساس جنگاوری می کند و به دلیل همین ضعف است که هیچ گاه با هویت آشکار پیش نمی آیی. به همین دلیل است که پشت ارزشهای انقلابی و اسلامی ـ پُشت خون شهدا و ولایت و دیانت ـ پنهان می شوی و "هل من مبارز" می طلبی! به همین دلیل است که از تریبون های مقدس فریادهای گوشخراش می کشی! آقای انصار؛ شما در این غائله فاتح بودی اما قهرمان نه. قهرمان در قاموس مردمان این روزگار تعریف دیگری دارد. چه بسیارند فاتحان منفور و شکست خوردگان محبوب. کاش یک بار هم که شده جرأت می کردی و با هویت واقعی ات به میدان می آمدی تا همگان بدانند چند مرده حلاجی! ...

*** *** ***

ـ آقای وزیر

از حق نگذریم؛ شما به عنوان عالی ترین مقام فرهنگی ـ هنری این مرز و بوم بزرگوارانه عمل کردید. نمی توانم از نجابت و انصاف شما در برخورد با اثر سینمایی ام چشم بپوشم. نمی توانم شجاعت شما را در ایستادن پای این فیلم مقابل تمام فشارها و شانتاژهای قانون شکنان ستایش نکنم. اما دریغ و افسوس که از این ایستادگی نتیجه ای حاصل نشد. حقیقت تلخ و انکارناپذیر این است که در شرایط فعلی نظرات و تصمیمات حضرت عالی برای جامعه ی سینمای ایران بیشتر مایه ی "دلگرمی" است تا "پُشت گرمی"! با تمام این احوال، بر خود لازم می دانم مراتب سپاسگزاری ام از حضرت عالی و معاونت سینمایی تان و دیگر همکاران را اعلام کنم. خدا قوت!

*** *** ***

ـ آقای سینما

آقای تهیه کننده، آقای کارگردان، آقای بازیگر، آقای تدارکاتچی، آقای همکار؛ آگاه باش که امروز نوبت من بود، فردا نوبت شماست! گرچه اقلیتی نه چندان منسجم از شما در نکوهش و تقبیح این قانون شکنی سخن سر دادید، مصاحبه کردید، موضع گیری کردید، همدردی کردید. اما بخش عظیمی از شما سکوت مرگباری داشتید. شما که همیشه برای کوچکترین اتفاقاتِ خوب و بد این سینما، چپ و راست بیانیه می دادید و اعلام موضع می کردید، این روزها کجا بودید؟! سکوتتان چه توجیه و توضیحی داشت؟! به خود بیایید و باور کنید که این عدم اتحاد، قانون شکنان را گستاخ تر کرده و می کند و فردا روز است که دود این سکوت به چشم شما هم برود! ...

سعید سهیلی فروردین91

 

 

 

مجوز تهیه کنندگی برای نیوشا ضیغمی و همسرش صادر می شود؟

نیوشا ضیغمی که تاکنون در تولید دو فیلم «پرتقال خونی» و «چهارسو» به عنوان سرمایه گذار حضور داشته، کافی است سرمایه گذاری یک فیلم دیگر را هم برعهده گیرد تا مجوز تهیه کنندگی اش صادر شود. ضیغمی که اغلب او را در آثار تجاری سینمای بدنه دیده ایم یکی دو سالی است که میکوشد به اندازه بازیگری در عرصه پشت صحنه سینما و از جمله تهیه کنندگی هم فعالیتهایی داشته باشد.  وی که سال قبل به همراه همسرش آرش پولادخان به عنوان سرمایه گذار در تولید فیلم سینمایی «پرتقال خونی» که این روزها روی پرده است، فعالیت داشت امسال دو فیلم سینمایی «گشت ارشاد» و «چهارسو» را به عنوان بازیگر در جشنواره خواهد داشت.

«گشت ارشاد» که باز هم یک کمدی است در مایه های آثار قبلی سعید سهیلی اما «چهارسو» که ضیغمی باز هم به عنوان سرمایه گذار در تولید آن نقش داشته با فیلمنامه ای از حمید سلیمی روزنامه نگار خوش ذوق سینمایی، از جمله پروژه هایی است که امید زیادی به موفقیت آن در جشنواره فجر میرود.  «چهارسو» توسط فرهاد نجفی کارگردانی شده و ضیغمی هم نجفی را کارگردانی جوان و مستعد دانسته که خیلی خوب ابزار کار در سینما را میشناسد.

«چهارسو» دومین فیلمی است که سرمایه آن توسط دفتر تولید فیلم نیوشا ضیغمی-آرش پولادخان تامین میشود و این زوج سینمایی کافی است در تولید یک فیلم دیگر سرمایه گذاری کنند تا مجوز تهیه کنندگی آنها صادر شود. ضیغمی هنوز برای دفتر تولید فیلم خود نامی را انتخاب نکرده اما بعد از تولید فیلم بعدی و دریافت مجوز تهیه کنندگی حتما یک عنوان سینمایی هم برای شرکت سینمایی خود برمیگزیند.

 

 

 

 

نیوشا ضیغمی: برای شناخته‌شدن وارد سینمای گیشه شدم! 

کارگردان فیلم «پرتقال خونی» گفت: همیشه نمی‌توان «باشو» ساخت. گاهی باید برای ارتزاق به سینمای گیشه پرداخت.  نشست نقد و بررسی فیلم پرتقال خونی با حضور سیروس الوند (کارگردان)، محمد نشاط (تهیه کننده)، جواد طوسی (منتقد) و نیوشا ضیغمی(بازیگر) در محل پردیس سینمایی رازی برگزار شد. در ابتدای این نشست سیروس الوند در پاسخ به این پرسش از جواد طوسی که «پرتقال خونی» چقدر میتواند تثبیت کننده شما در شرایط ناکارآمد سینمای فعلی ایران باشد؟، عنوان کرد: در این فیلم با این که مدام مشورت میگرفتم با من طوری رفتار شد که هیچ چیزی خارج از میل من اتفاق نمی‌افتاد.

وی افزود: البته فیلم «پرتقال خونی» بهترین فیلم من نیست و اگر بنده به عنوان منتقد به فیلم نگاه کنم، این فیلم را کنار فیلم‌هایی مانند «دست‌های آلوده» و «فریاد زیر آب» می‌گذارم، من همیشه برای مخاطب فیلم ساخته‌ام و به آن احترام گذاشتم، تصورم هم بر این است که سینما جز این معنا ندارد و نباید دروغ گفت.

این کارگردان درباره شرایط سرمایه گذاری در سینما اظهار کرد: فیلمسازی حاصل استعداد و توان و سواد و شرایطی که برای فیلمساز وجود دارد است، که این شرایط فقط از جانب سیاستمداران نیست بلکه از ناحیه سرمایه‌داران نیز هست.
وی ادامه داد: فشاری که از طریق دلال‌های پخش و سالن سینما روی سرمایه گذاران وجود دارد ما را از دو سو گرفتار سیاست و سرمایه کرده است. نمی‌خواهم تنها بگویم تهیه کننده یا معاونت ارشاد، بلکه یک مجموعه‌ای هست که می‌خواهند ما را شبیه خودشان کنند و در این 32 سالی که از انقلاب می گذرد، تماشاگر باید قضاوت کند که ما شبیه چه کسی شده‌ایم و هرجا شبیه کسی شده باشیم یعنی بد و دروغگو شده‌ایم.

الوند تصریح کرد: من سعی کردم که همیشه خودم باشم و مواقعی موفق و گاهی نیز ناموفق بودم، البته طبیعی است کسی که زیاد فیلم می‌سازد فیلم‌های بد و متوسط او هم زیاد می‌شود. همیشه شرایط به گونه‌ای نیست که بتوان «باشو، غریبه کوچک» و «دست فروش» ساخت. نباید فراموش شود که نحوه ارتزاق سینماگران منوط به فروش فیلم‌هایشان است، منتها این نکته که به چه قیمتی تمام شود بسیار حائز اهمیت است.

در ادامه، جواد طوسی با اشاره به نقش «ترمه» با بازی نیوشا ضیغمی در فیلم «پرتقال خونی» متذکر شد: بیشتر فیلم‌هایی که این هنرمند در آن به ایفای نقش پرداخته، منتسب به سینمای بدنه است که مخاطب همیشه برای آن اهمیت دارد. حال این سوال مطرح می‌شود که در مفهوم مقایسه‌ای بین نقش ترمه در «پرتقال خونی» با دیگر آثار ضیغمی چقدر توانسته مفهومی از ستاره ارائه شود و آیا تشخصی در شخصیت «ترمه» وجود دارد؟

برای شناخته شدن وارد سینمای گیشه شدم

نیوشا ضیغمی نیز پاسخ داد: من مسیر حرفه‌ای کارم را در 8 فیلم طی کردم که طی آن دو بار کاندیدای جشنواره فجر در بخش بازیگری شدم. اما مردم من را نمی‌شناختند. از این رو سینما من را به سمت و سویی برد که یک سری فیلم‌های گیشه‌دار را بازی کنم تا اول مخاطبان من را بشناسند تا ببینم از نحوه بازی من راضی هستند یا خیر؟
وی تصریح کرد: البته یک سری فیلم ساخته می‌شوند که شرم می‌کنم از اینکه بگویم این آثار فیلم سینمایی هستند و در چند سال اخیر اینگونه فیلم‌ها باعث شده تا سلیقه مخاطب پایین بیاید. من در این شرایط وارد سینما شدم تا رسیدم به فیلم «پرتقال خونی» که تجربه بزرگی برای من به حساب می‌آید.
ضیغمی درباره مضمون این فیلم توضیح داد: اصلی ترین موضوعی که فیلم به آن می پردازد بنیان خانواده است چیزی که الان دچار بحران شده و جامعه را به سوی ویرانی میبرد.
بازیگر فیلم «اخراجی‌ها» افزود: افرادی مانند ترمه در جامعه امروز ما به وفور دیده می‌شوند و به نظر من ترمه یک نمود عینی است از بسیاری از دختران جوان که در میان دوراهی زندگی تا حدی سرگردان می‌شوند.

شرایط اکران برای همه یکسان نیست

محمد نشاط تهیه کننده این فیلم نیز در پاسخ به این سوال که آیا بازگشت سرمایه جزو الویت‌های ساخت فیلم است یا خیر؟، گفت: در طول 25 سالی که در سینمای ایران مشغول فعالیت هستم در بیش از 30 فیلم مسوول مدیر تولید بودم و در 7 یا 8 سال اخیر که به تهیه کنندگی روی آوردم، همیشه تلاش کردم تا سالی یک فیلم را در کارنامه خود داشته باشم.
وی توضیح داد: در حال حاضر در عرصه تولید و توزیع بین تهیه کنندگان بخش خصوصی و دولت، یک جنگ نابرابر وجود دارد. اگر شما فیلمی را تهیه کنید که در آن ستاره‌ای وجود نداشته باشد، شرایط اکران فیلم بسیار دشوار است.
نشاط با بیان اینکه در رشته بازرگانی تحصیل کرده استافزود: من به خوبی می‌دانم که نحوه معرفی و عرضه کالا باید به چه شکل باشد تا مخاطب خود را بدست آورد. از این رو همیشه به بازگشت سرمایه برای ادامه راه تولید آثار سینمایی اهمیت می‌دهم.
اکنون شرایط برای تبلیغات و اکران فیلم‌ها به یک اندازه وجود ندارد و به قول آقای الوند می‌توان گفت «در این رقابت هستند کسانی که همیشه از ما 50 متر جلوتر قرار دارند».

بنابر این گزارش سیروس الوند در پایان در پاسخ به سوال جواد طوسی مبنی بر حذف قسمت‌هایی از فیلم که مربوط به شخصیت دوست ترمه است، توضیح داد: برای اینکه بتوانیم فیلم را در زمان مورد نظر به پایان برسانیم مجبور شدیم تا بخشی از سکانس‌های مربوط به دوست ترمه را حذف کنم. البته مجبور بودیم در فیلمنامه این شخصیت را بیاوریم تا قسمت‌هایی از فیلم مثل لوکیشن‌های کیش سانسور نشود زیرا در جایی خواندم که گفته بودند این چه مملکتی است که در فیلم «پرتقال خونی» دختر و پسر را نشان می‌دهند که بدون داشتن یک رابطه شرعی با هم کنار ساحل قدم می‌زنند، در جواب باید بگویم این همان مملکتی است که در آن 30 هزار میلیارد دزدی می‌شود و معلوم نمی‌شود چه کسی دزدیده است!

 

 

عکس های جدید نیوشاضیغمی

{برای دریافت روی عکسها کلیک کنید}

 

 



موضوع مطلب : نیوشاضیغمی / چند عکس از گوشه و کنار / گوشه و کنار / نیوشا ضیغمی
۱۳٩۱/۱/۳۱ :: ٦:٠۸ ‎ب.ظ
امکانات جانبی





Powered by WebGozar

برای اطلاع از اخبار و عکس های جدید در خبرنامه عضو شوید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای جدیدترین‌های نیوشاضیغمی محفوظ است