جدیدترین‌های نیوشاضیغمی
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ
فائزه

روزی که این وب افتتاح شد حتی فکرشو نمی‌شد کرد این همه مدت کنار شما باشیم و توی 3یا4 سالی که در خدمته شما هستیم افتخار می‌کنیم که شمارو در کنارمون داشتیم و از این خوشحال میشیم که تونسته باشیم رضایتتونو جلب کرده باشیم، این وب به کمک خود خانم ضیغمی اداره نمیشه اما مطالبی هم که در اینجا منتشر میشه کذب یا دور از حرف‌های ایشون نیست و یکی از دلایل دیر انشار شدنه مطالب وبسایت همین امره... برای آگاهی از آپ شدنه این وب به انتهای ستونه سمت راس مراجعه کنید و در خبرنامه این وب عضو بشید تا به محض بروز شدن مطلع بشید... موفق باشید

نويسندگان


مصاحبه ی خواندنی نیوشا ضیغمی با روزنامه ی مردم سالاری

نیوشا ضیغمی متولد ۱۳۵۹ است که تحصیلات خود را تا مقطع لیسانس در رشته روانشناسی ادامه داده است. پدرش استاد دانشگاه و مادرش مدیر بازرگانی بوده و دارای یک خواهر است. دوره بازیگری را در کانون سینماگران جوان به پایان رسانده است. در بین گذراندن دوره بازیگری برای ایفای نقش در سریال “در چشم باد” ساخته مسعود جعفری جوزانی انتخاب گردید. ضیغمی در سال ۱۳۸۳ کاندیدای نقش اول زن برای بازی در فیلم “شوریده” به کارگردانی سجادی حسینی شد. وی در فیلم “پرتقال خونی” ساخته سیروس الوند در سمت بازیگر و سرمایه گذار حاضر گردید. پرتقال خونی روایت داستان مهندس میانسالی به نام والا (فریبرز عرب نیا) است که در آستانه جدایی از همسرش (ویشکا آسایش) است. در این بین دختر جوانی به نام ترمه (نیوشا ضیغمی) برای طراحی دکور دفتر کارش می آید و رفته رفته این آشنایی به شکل گیری رابطه ای عاطفی می انجامد. به همین بهانه گپ و گفت دوستانه ای با وی ترتیب دادیم که از نظرتان می گذرد.

 

چرا “پرتقال خونی” را انتخاب کردید؟
من از زمانی که فیلمنامه نوشته می شد در جریان مضمون آن بودم. در واقع در دفتر خودمان به نگارش درآمد. یک طرح با تم طنز را برای کار انتخاب کرده بودیم و با دیدن فیلم “تسویه حساب” خانم تهمینه میلانی، متوجه شباهت های زیاد آن دو شدیم که باعث انصراف از ساخت و “پرتقال خونی” جایگزین آن شد. فیلمنامه “پرتقال خونی” به عنوان یک زن بازیگر برایم جذاب بود. فیلم هایی که محور و نقش غالب آن زن باشد انگشت شمار است. پیش بینی خوبی در مورد همکاری با آقای الوند و گروه عوامل فیلم نیز داشتم.

کار کنار بازیگران چطور بود؟
من دومین همکاری خودم را کنار حامد بهداد بعد از “حس پنهان” تجربه می کردم و سبک و سیاق بازی ایشان را می شناختم. ولی اولین همکاری من با فریبرز عرب نیا بود و از این همکاری بسیار خرسندم. علاوه بر اینکه ایشان یک بازیگر توانا، باسواد و باشعور است، شم کارگردانی هم دارد. یعنی در بعضی مواقع از منظر دیگری هم به پارتنر (بازیگر مقابل) خودش کمک می کند. ضمن اینکه آقای الوند هم یک کارگردان کاربلد و کارکشته است حضور یک بازیگر توانا با آن خصایص و سطح دانش قطعا می تواند وزنه ای سنگین باشد.

پارتنر در انتخاب یک کار از سوی شما موثر است؟
بله… سینمای ما سینمای قصه محوری است. ما آنقدر از لحاظ تجهیزات، ادوات و تکنولوژی پیشرفته نیستیم که به آن تکیه کنیم بنابراین سینمای ما مجموعه ای از فیلمنامه، کارگردان و بازیگر تشکیل شده است.

آقای الوند اجازه می داد که راحت بازی کنید یا چارچوبی را تعیین کرده بود؟
کارگردانی سیروس الوند خیلی پخته است. از آن دست کارگردانانی نیست که دائم با بازیگر حرف بزند. یعنی بازیگردان باهوشی است. قبل از کار آنقدر با بازیگر به تعامل می رسد که بازیگر به ادراک کاملی در مورد نقش خود می رسد و می داند که باید چه کند. کارگردان نقطه ضعف ها را از دریچه دیگری می بیند و مشکلات را متذکر می شود. ضمن آن که نحوه بازیگردانی هر بازیگر برای ایشان متفاوت بود. یعنی آنطور که با من برخورد می کرد با عرب نیا برخورد نمی کرد. با هر کسی مدل خودش رفتار می کرد و با ایشان خیلی راحت بود. گاهی در مورد یک دیالوگ یا پلان با هم بحث می کردیم و اگر نظر بازیگر درست بود می پذیرفت. آقای الوند از آن دسته کارگردانانی نیست که در مقابل عوامل کار، گارد بگیرد و فقط حرف خودش را پیش ببرد.

به نظر خودت کدام سکانس بهتر از همه بود و آن را خوب بازی کردید؟
من سکانس خانه والا را خیلی دوست دارم. تصمیم داشتیم زمانی که ترمه به خانه والا می رود و با همسرش مواجه می شود، ترمه یک دختر جوان با خصوصیات کودکانه باشد و همان خواسته هایی که دختران جوان امروزی دارند را داشته باشد. قرار نبود ترمه یک دختر اغواگر باشد و از خصوصیات زنانگی خود در مقابل یک مرد استفاده کند. کودکی ترمه در لحظه مقابله با همسر والا نمایان بود. بازی خانم آسایش و حتی فیزیک ایشان (خانم آسایش با قد بلند و صورت کشیده) با من متفاوت است و این تفاوت، ضدیتی که مدنظر ما بود را به خوبی برجسته کرده بود. بعد از دیدن این سکانس احساس کردم چقدر تفاوت در بازی، شخصیت و حتی تفاوت ظاهری به چشم میآید.

چطور توانستید به ترمه نزدیک شوید و این نقش را پیدا کنید؟
شخصیت ترمه ما شباهتهای اجتماعی زیادی دارد. او هم مانند دختران جوانی است که دچار سرگشتگی هستند و با مشکلات خانوادگی دست و پنجه نرم می کند. تمام شخصیت های “پرتقال خونی” دچار بحران خانوادگی هستند. در نظر اول شاید این فیلم نشانگر یک مثلث عشقی باشد ولی اگر عمیق به آن نگاه شود متوجه می شویم تحلیلی از جامعه امروزی ماست. آنها دچار بحران خانوادگی هستند و ثبات شخصیت ندارند که باعث بحران شخصیتی در آنها شده است. ترمه دختری است جوان، تحصیلکرده، هنرمند و خواهان پیشرفت که ناخواسته وارد یک اتفاق می شود. آقای الوند در جلسه نقد فیلم در مورد ترمه حرف جالبی زد: “ترمه سوار هر کدام از ماشین های سکانس اول می شد یک اتفاق و سرنوشت متفاوت در انتظارش بود و این حادثه مسیر زندگیش را تغییر می داد.” تمام این اتفاقات ناگهانی نشان می دهد که او نقشه ای برای والا نکشیده و از بخش زنانگی اش برای فریب او استفاده نمی کند. او یک آدم  روراست است که مثل بقیه آدم ها پایش می لغزد ودرگیر ماجرایی می شود.

قرار بود فیلمی با مضمون “زن در سینما” بسازید، کار تولید و ساخت این فیلم به کجا انجامید؟
در سینمای ایران به فیلم هایی که حول و محور آن زن است سخت پرداخته می شود. تهیه کننده هم خیلی سخت روی آن سرمایه گذاری می کند و ساختن چنین فیلم هایی ریسک است. با این حال من ترجیح می دهم به عنوان یک بازیگر زن و فراتر از بازیگری،  تهیه کننده فیلم هایم در مورد زن باشد. بدون نگاه فیمینیستی یعنی دید واقع گرایانه ای که معضلات زن در جامعه ما را به تصویر بکشد. فیلم “پرتقال خونی” یک فیلم زن محور است که جواب خود را از گیشه هم می گیرد.

فکر می کنید معضلات اجتماعی یک زن ایرانی چیست؟
معضل زن ایرانی عدم خودباوری است. اکثر زنان ایرانی خصوصا نسل جوان دچار بحران شخصیتی هستند. اول این که خود را باور ندارند و دوم اینکه در مورد زندگی سهل انگار شده اند و می خواهند همه چیز را آسان به دست آورند. برای آنها بعضی ناهنجاریها، هنجار و بعضی هنجارها ناهنجار شده است. تجربه سینما خیلی گرانقدر است. بازی در هر فیلمی فرصت تجربه زندگی جدیدی را به بازیگر می دهد. بعضی مواقع دلم از خانمها می گیرد چون یا اینقدر ضعیف هستند که خود را باور ندارند،  یا می خواهند انتقام بگیرند;  برای چه و از چه کسی خودشان هم نمی دانند. آنها اساسا به خود لطمه می زنند. دلیل عمده سرگردانی خانم ها مخصوصا نسل جوان نداشتن هدف و عدم شناخت خودشان است. اگر کسی به کاری که می خواهد انجام دهد ایمان داشته باشد، شاید سخت باشد ولی به هدفش خواهد رسید. چندی پیش جمله زیبایی خواندم که نوشته شده بود; “برای رسیدن به هدف سنگهای زیادی جلوی پایت می افتد، آن آدمی که راهش را باور دارد با همان سنگ ها چیزی می سازد که خیلی زیباست.” بحران جامعه ما این است که همه چیز را راحت و بدون تلاش می خواهیم و به هر قیمتی راحت ترین راه را برای رسیدن به خواسته هایمان پیدا می کنیم. شخصیت “ترمه” فیلم “پرتقال خونی” هم با وجود هنرمند و تحصیلکرده بودن، رسیدن به همه چیز را آسان می خواهد. چقدر از دخترهای جوان را  می شناسی که به خاطر مسائل مادی با یک آدمی که خیلی از خودش بزرگتر است ارتباط برقرار می کند؟ این ها بخشی از واقعیت های جامعه است که نمی توان آن را کتمان کرد.

شما در فیلم های پرمخاطب حاضر شدید ولی فعالیتتان نسبت به سالهایی که در سینما حضور داشتید کم است. این کم کاری علت خاصی دارد؟
من از آن دسته بازیگرانی هستم که راه را آهسته پیموده ام. از این ۸ سالی که درسینما هستم حدود یک سال و نیم فعالیت نکردم، منتظر ماندم تا فیلم هایم اکران شود و تکلیفم را با مخاطبان خودم بدانم. بین ساخت فیلم هایی که بازی کردم و اکرانشان فاصله زمانی زیادی بود. اگر فیلم “شوریده” به فاصله کمی از ساختش، روی پرده نقره ای نقش می بست، مسیر حرفه ای من عوض می شد. چنین مسائلی از طرف سینما به عواملش تحمیل می شود. من سعی می کنم در کارهایی ظاهر شوم که علاقه شخصی به آن دارم. اگر راه را یک شبه طی نکرده ام خوشحالم چون هر چیزی یک شبه به دست آید به آسانی هم از دست می رود. قبلا از طولانی شدن این زمان ناراحت بودم ولی در این مقطع دیگر دلگیر نیستم.

چرا بعضی بازیگران زود دیده می شوند و برخی دیر، هر دو دسته هم به موفقیت دست پیدا می کنند؟
یکسری اتفاقات مقدر آدمهاست. بله… بعضی از بازیگران خوب مانند مرحوم خسرو شکیبایی، پرویز پرستویی و…چندین سال خاک صحنه خورده و تئاتر کار کرده اند و خیلی دیرتر از آنچه باید، دیده شدند. البته این مسئله به شرایط و زمان ورود به سینما هم بستگی دارد. مثلا فیلم های خود من، ۴ سال است که اکران می شوند. امروز خرسندم که در این جایگاه قرار دارم. چون می دانم حرمت پیشکسوتانم را نگه داشته ام و ریاضت کاری را کشیده ام و برایش ارزش قائل هستم، ولی معتقدم; باید به افرادی که با یک کار تلویزیونی و یک شبه فکر می کنند استار شده اند انتقاد کرد. این شهرت کاذب که یک شبه به دست میآید به همان سرعت هم از دست می رود. تلویزیون یک تریبون وسیعی است و این در  بازیگر جوانی که با یک سریال مطرح می شود توهم ایجاد می کند. اینگونه بازیگران از کل بازیگری یاد گرفته اند که فلان استار سرکارش دیرمیآید او هم باید همین کار را بکند. یعنی فقط ادا و اصول های الکی آن را فراگرفته اند. روز اولی که با استاد مشایخی کار کردم بغض گلویم را فشرد که چقدر این بازیگر محترم،  بزرگوار و این حرفه برایش مقدس است. فکر می کنم اگر کسی توانایی واقعی و درونی داشته باشد دیده و ماندگار می شود. سینما بی رحم است، کسانی که دچار توهم شهرت کاذب شده اند  را به سرعت از صحنه محو می کند و مانند الک، آنهایی که لیاقت دارند را نگه می دارد و بقیه را از خود جدا می کند.

چقدر به پیشکسوتان سینما اهمیت داده می شود؟
اتفاق بدی که در موردش صحبت کردم همین است. برخی بازیگران جوان اصلا حرمت پیشکسوت خود را نگه نمی دارند. حرمت کسی که یک روز زودتر به این عرصه پاگذاشته، باید نگهداشته شود.من برای همسالان خودم متاسفم که حرمت تجربه کسانی که سالها خاک صحنه خورده اند را نگه نمی دارند. از طرف دیگر فکر می کنم بعضی از مواقع به بازیگران در زمان پیری کم لطفی می شود. بازیگرانی که روزی برای سینما زحمت کشیده و خودشان را هزینه کرده اند تا مخاطب جذب کنند، امروزه دوران کهنسالی خود را در فقر و نهایت تنگدستی به سرمی برند و کسی به داد آنها نمی رسد. به هر حال این آینده ماست و با دیدن این وضعیت قلبم به درد می آید.

پس چرا بسیاری فکر می کنند بازیگران از مشکلات اجتماع دورند و وضعیت اقتصادی خوبی دارند؟
ما در برنامه های سینمایی بر علیه خودمان حرف می زنیم و در مورد دستمزد بازیگران می گوییم که چنین است و چنان است. اما زمانی که بازیگری با شرایط نامساعدی از قبیل بیماری، تصادف و… روبرو می شود و دو سال کار نمی کند کسی سراغش را نمی گیرد و نمی گوید تکلیف او چیست. مثلا اصغر شاهرودی که جزو صدابرداران شاخص سینمای ایران بوده ۴ سال است خانه نشین شده، چه کسی سراغی از او می گیرد؟ این کار آدرس غلط دادن به جامعه است. اذهان عمومی نسبت به این موضوع مخدوش شده است. مردم، بازیگران را آدم هایی شکم سیر، بی دغدغه، بی درد و جدای از جامعه می بینند. البته هستند بازیگران تازه به شهرت رسیده و تازه واردی که بعضی مسائل را لوس و خراب کرده اند.

آینده حرفه ای خود را چطور می بینید و قله موفقیت کاری شما کجاست؟
من به آینده ام خوش بین هستم. شاید به خیلی از کارها و پول ها نه گفتم اما امروز برایش خوشحالم زیرا به پشت سرم که نگاه می کنم شرمسار کارهایم نیستم. شاید نقطه عطف من نماد زن ایرانی است، نه زنی که خیلی توسری خورده و نه زنی که ضد مرد است، زن واقعی با المان های زن بودن مثل خانه دار و مادر بودن. دلم می خواهد اگر من نبودم با نامم تبلور این زن شکل گرفته باشد.

در کار چه چیزی شما را عصبانی می کند؟
قضاوت آدم هایی که شناختی از من ندارند مرا عصبانی می کند.

از چه چیزی می ترسید؟
از عدم ثبات حرفه ای می ترسم. بازیگری و کار  سینما هیچ ثباتی ندارد. یک کارمند، مهندس،  پزشک یا هر رشته دیگری می داند حرفه ای را پیش  گرفته است که کم یا زیاد همیشه وجود دارد اما در  سینما هیچ چیز مشخص نیست. احساس می کنی هر لحظه احتمال دارد که زیر پایت خالی شود و به پایین پرتاب شوی. این یکی از دردآورترین بخش های سینمای ایران است.

به جز نقش ترمه “پرتقال خونی” اکثر نقش هایت شبیه به یکدیگر است. این انتخاب شماست یا کارگردان ها، بازیگران را در یک نقش نگه می دارند؟
متاسفانه در سینمای ما گاهی اوقات کارگردان و تهیه کننده شهامت ندارند حتی مدل مو یا لباس بازیگر را عوض کنند. یعنی وقتی برچسب چهره یا استار بودن روی یک بازیگر می خورد فکر می کنند دیگر بازیگر نیست. من در اولین نقشم یک دختر روستایی ساده را بازی کردم که جدای بقیه نقش هایم بود، در صورتی که بعد از آن دیگر چنین پیشنهادهایی به من نشد. ریسک پذیری یک کارگردان است که قالب شکنی می کند و بازیگر را در نقش دیگری می برد. این نیاز به علم، آگاهی و درایت دارد که بازیگر را در جای درستی بگذارد. به عنوان مثال حمیدنعمت الله در “بوتیک” از محمدرضا گلزار استفاده کرده، او در بوتیک خیلی خوب ظاهر شده، اما کسی این کار را به سادگی انجام نمی دهد و او را همانطور که هست می خواهند. در حقیقت این انتخاب از دست بازیگر خارج است.

چرا تئاتر بازی نمی کنی؟
دریچه ورود به تئاتر خیلی تنگ است، انگار تئاتر نسبت به بازیگران سینما یک حصاری به دور خود پیچیده. البته متنی به دستم رسیده که با آقای سلیمانی در حال بررسی آن هستیم.

یعنی تا به امروز برای حضور در تئاتر از شما دعوت نشده بود؟
خانم چیستا یثربی چند سال پیش یک تئاتر خوب را به من پیشنهاد دادند ولی متاسفانه آن زمان باید در سینما فعالیت می کردم. من تجربه تئاتر را دوست دارم و دلم می خواهد حداقل برای یک بار مزه آن را بچشم و بدانم چه تفاوتی بین تئاتر و سینما وجود دارد.

دلیل حضورتان در فیلم اخراجی ها را ثبت یک کار طنز در کارنامه خود دانستید. فکر نمی کنید اخراجی ها با وجود ساختارشکنی هایی در فیلمنامه داشت، طنزلوده ای داشت خصوصا اخراجی های ۲؟
به نظرم اخراجی های ۱  فیلم قابل دفاعی بود. البته دلیل حضور من، بیشتر اکران نشدن فیلم های زیادی بود که بازی کرده بودم. ضمن آن که با خواندن فیلمنامه دیدم از خط قرمزهایی عبور کرده که قطعا پرمخاطب خواهد شد. برای من در آن مقطع فیلم خوبی بود. اما به علت حضور در اخراجی های ۱ و دینی که به عوامل فیلم داشتم قبول کردم که در اخراجی های ۲ بازی کنم. نقشی که من بازی کردم این نبود که در سینما اکران شد. چه من بازی می کردم، چه یک آدم معمولی فرقی نمی کرد، چون بازی خاصی برای نقش “نرگس” وجود نداشت و به اندازه اخراجی های ۱ هم حرفی برای گفتن نداشت. بعد از کار هم به آن انتقاد کردم چون “نرگس” از شخصیت های اصلی اخراجی های ۱ و یکی از نقاط دراماتیک اخراجی های ۲ بود ولی شرایط باعث شد بخش هایی از فیلمنامه ساخته نشود.

به نظرتان بهترین کارتان کدام فیلم است؟
در کارهای قبلی “حس پنهان” و “شوریده” را دوست دارم و در کارهای اخیرم “پرتقال خونی”.

“پرتقال خونی” را انتخاب کردید چون در حال اکران است؟
نه… احساس می کنم در “پرتقال خونی” پخته تر ظاهر شدم و کمتر از قبل اشتباه داشتم.
کدام فیلمتان از فیلمنامه تا پرده سینما تفاوت بسیاری داشت؟
پارک وی. در سالی که “پارک وی” را بازی کردم برای فیلم “شوریده” کاندیدای نقش اول زن شده بودم. حداقل کاری که باید می کردم یک انتخاب درست بود. نقش من در “پارک وی” آن چیزی نبود که در فیلمنامه نوشته شده بود و تفاوت های بسیاری داشت. آن زمان خیلی ناراحت شدم و در موردش صحبت کردم ولی امروز دیگر از اهمیت چندانی برخوردار نیست. در کار پیش می آید اما من آن را در گوشه ای از کارنامه کاری خود گذاشته ام و خیلی در موردش فکر نمی کنم.
معضلات سینمای ایران چیست؟
روی سوژه های بکر کار نمی شود. با فرهنگ و ادبیات غنی که ما داریم می توان در مورد سوژه هایی با محتوای بهتر بحث کرد.

تصمیم گیری مدیران هم در آن موثر است؟
قطعا همین طور است. سیاستگذاری مدیران و اولویت بندی هایی که دارند خیلی مهم است. ضمن آن که جذب مخاطب و گیشه، تهیه کنندگان را به کارهایی که از ارزش کمتری برخوردار و گاهی آزاردهنده اند سوق داده است که باعث شده به واقعیت های جامعه نپردازند و از آنها فاصله می گیرند یا نخواهند آنها را ببینند. یکی دیگر از مشکلات سینما عدم اطمینان به نسل جوان و وارد کردن آنها به عرصه سینماست. تفاوت گذاشتن بین یکسری فیلمسازها با بقیه عوامل سینما و تبعیض بین گروهها هم وجود دارد. سینماگرانی را داریم که با فراغ بال و بودجه های کلان کار می کنند و در مقابل بعضی فیلمسازان برای اثبات خودشان به دنبال ریال به ریال هزینه فیلمشان کلی مکافات می کشند. به نظرم این باعث می شود خیلی ها به حق خود نرسند.
هنوز هم در کنار بازیگری فعالیت بازرگانی دارید؟
هستند دوستانی که با دفترمان همکاری بازرگانی دارند ولی خودم وقت این کار را ندارم.

تصمیم گیری مدیران هم در آن موثر است؟
قطعا همین طور است. سیاستگذاری مدیران و اولویت بندی هایی که دارند خیلی مهم است. ضمن آن که جذب مخاطب و گیشه، تهیه کنندگان را به کارهایی که از ارزش کمتری برخوردار و گاهی آزاردهنده اند سوق داده است که باعث شده به واقعیت های جامعه نپردازند و از آنها فاصله می گیرند یا نخواهند آنها را ببینند. یکی دیگر از مشکلات سینما عدم اطمینان به نسل جوان و وارد کردن آنها به عرصه سینماست. تفاوت گذاشتن بین یکسری فیلمسازها با بقیه عوامل سینما و تبعیض بین گروهها هم وجود دارد. سینماگرانی را داریم که با فراغ بال و بودجه های کلان کار می کنند و در مقابل بعضی فیلمسازان برای اثبات خودشان به دنبال ریال به ریال هزینه فیلمشان کلی مکافات می کشند. به نظرم این باعث می شود خیلی ها به حق خود نرسند.


هنوز هم در کنار بازیگری فعالیت بازرگانی دارید؟
هستند دوستانی که با دفترمان همکاری بازرگانی دارند ولی خودم وقت این کار را ندارم.

موسیقی در ایفای یک نقش هم تاثیر دارد؟
خیلی… به نظرم موسیقی یک تخلیه روحی و روانی است. حتی اگر کسی صدای سازت را نشنود.


کلام آخر…
ما به عنوان یک انسان تلاش می کنیم جایگاهمان را به دست بیاوریم و حقمان را بگیریم اما نباید برای گرفتن حقمان دست به هر کاری بزنیم و آدم ها را زیر پا له کنیم. فکر نکنیم اگر کسی بالا می رود جای ما را گرفته است. من فکر می کنم دنیا اینقدر بزرگ است که برای رشد همه جا دارد،  منتهی در جامعه واکنشی بر عکس آن را می بینم. آدم ها از موفقیت یکدیگر ناراحت می شوند و به جای آن که خودشان هم تلاش و پیشرفت کنند با ترور شخصیت و ایجاد دردسر به هر نحوی جایگاه یکدیگر را خراب می کنند. به نظرم باید انسانیت داشته باشیم و جایگاهی که خداوند به ما داده را بپذیریم و با تلاش به ارتقا» برسیم. اگر استعداد، لیاقت و توانایی داشته باشیم قطعا با اراده به آنچه می خواهیم می رسیم.

 

 

اگر میوه بود فقط پرتقال خونی

بعد از دعوای رسانه ای و پر ماجرای فریبرز عرب نیا و حامد بهداد دیدن بازی این دو بازیگر در یک فیلم جذابیت خاصی دارد، قرار گرفتن ستاره ی سال های قبل سینما کنار ستاره ی فعلی که به سرعت دارد روند فوق ستاره شدن را طی می کند، یک پوئن تبلیغاتی مهم برای پرتقال خونی است.

عرب نیا مثل همیشه پخته و با تجربه ظاهر شده و بازی تمیز و اتو کشیده ای دارد، بهداد هم همچون سایر کارهایش بازی انرژیک و احساسی خودش را به نمایش گذاشته است.
پرتقال خونی یک روایت عشقی است که وارد دو راهی می شود و این دو راهی نه تنها قصه ی داستان را شکل می دهد بلکه منتهی می شود به غافگیری مخاطب که الوند به خوبی از پسش بر آمده.
پرتقال خونی هم شروع خوبی دارد هم به خوبی جلو می رود هم پایانش از تبی که در حال حاضر سینما گران را گرفته نمی سوزد و مخاطب را به بهانه ی پایان باز گیج به خانه نمی فرستد!
آن هایی که با سینمای الوند آشنا هستند جنس فیلم های او را می شناسند در فیلم های او نباید دنبال المان های سینمای مدرن گشت؛ الوند به سینمای گذشته ی ایران نزدیک تر است و در واقع پرتقال خونی هم یک فیلم فارسی به روز شده است.
الوند در انتخاب بازیگران مرد فیلمش بسیار هوشمندانه عمل کرده، نقش “والا” کاملا با جنس بازی عرب نیا و شخصیت کاریزماتیکش همخوانی دارد؛ همچنین عاشق پیشگی های “سیاوش”، حرکاتش، و سر انجامش کاملا با بازی بهداد عجین است. بازی روان بهداد و عرب نیا اینقدر دوست داشتنی هست که کسی پشیمان، سالن سینما را ترک نکند. البته تجربه ی عرب نیا گاهی به وضوح بر دلنشینی بهداد می چربد و بازی عرب نیا را شاخص تر می کند هرچنددربرخی لحظاتِ فیلم مثل پاره کردن تابلوی نقاشی و سکانس آخر، شیرینی احساسی بازی کردن بهداد بیشتر می چسبد اما بازیگر زن فیلم که نقش اول فیلم هم محسوب می شود می توانست بهتر و باور پذیرتر نقشش را ایفا کند و البته انتخاب های بهتری پیش روی الوند بود اگر فقط به ظاهر اهمیت نمی داد!
آخرین ساخته ی الوند شباهت زیادی به ساخته ی سال های پیشینش سینمایی “تله” دارد با این تفاوت که تله بازی هایی متوسط و بعضا سطح پایین داشت اما پرتقال خونی از بازی هایی گیرا برخوردار است علاوه بر بازی های خوب فیلم نامه ی پرتقال خونی با این که فضایی شبیه به تله دارد کاملا حساب شده پیش می رود و با تجربه تر از تله می نماید.
پرتقال خونی فیلم نسبتا خوبی است که متاسفانه تبلیغات تلویزیونی خوبی ندارد که البته این خوب نبودن تعمدی است! نشان دادن حامد بهداد و اشاره تنها به اسم او بسیار به دور از انصاف است آن هم در شرایطی که پرتقال خونی بیشتر فیلم “والا” (فریبرز عرب نیا) و “ترمه” (نیوشا ضیغمی) است تا فیلم “سیاوش” (حامد بهداد) این ترفند تبلیغاتی برای جذب مخاطب عام توهین بزرگی به ستاره ای چون عرب نیاست که البته در سینمای ما کم اتفاق نمی افتد! کمی پیشتر هم در پوستر تبلیغاتی فیلم “دموکراسی تو روز روشن” این توهین را به حمید فرخ نژاد روا داشته بودند و عکس محمدرضا گلزار را پررنگ تر از او کار کرده بودند و البته جای اعتراضی هم نبود چرا که مهم جذب مخاطب است!
آن هایی که دنبال فیلم های پر کاراکتر (سعادت آباد) یا فیلم هایی پر از تیپ های شخصیتی در فضایی رئال و فوق ساده (یه حبه قند) هستند قطعا از دیدن پرتقال خونی لذت نخواهند برد. پرتقال خونی فیلم شلوغی نیست و کاراکتر هایی محدود دارد، بازیگران تیپی کال نیستند و فیلم کاملا داستانی است، اگر قصد دارید تا مدت ها بعد از اتمام فیلم درگیر پایانی باشید که در اختیارتان قرار نگرفته است و یا تا مدت ها به دیدن میزانسن های ناب و دکوپاژ های فوق العاده افتخار کنید، پرتقال خونی گزینه ی مناسبی نیست چرا که این فیلم بناست یک فیلم سینمایی و داستانی باشد که مخاطب را نیز جذب کند.

 

 

نیوشا ضیغمی در نشست جشنواره ی فیلم کودک و نوجوان

نیوشا ضیغمی,بازیگر فیلم سینمایی ‘فیتیله و ماه پیشونی’ فرهنگ و ادبیات غنی ایران را از سرمایه های کشور دانست و گفت: سینمای خشن و پوچ غرب برای کودکان ایرانی مناسب نیست و باید فرهنگ غنی ایران سینمای کودک کشورمان را بسازد.

به گزارش روز پنجشنبه ایرنا، ‘نیوشا ضیغمی’ در نشست پرسش و پاسخ سینمای کودک و نوجوان در اصفهان افزود: کودکان سرمایه ملی هستند و باید بیشتر به آنها پرداخته شود.

وی با اشاره به اینکه در سالهای اخیر خیلی کم به سینمای کودک پرداخته شده است گفت: تجربه بازی برای کودکان برای من، رسالت فرهنگی است.

ضیغمی تصریح کرد: به جشنواره کودک نباید بسنده کرد و صرفا نباید در این چند روز و ایام جشنواره به موضوع کودکان پرداخت.

بازیگر زن ‘فیتیله و ماه پیشونی’ با اشاره به علاقه شخصی خود به کار کودک ونوجوان گفت: بازی در این فیلم، اولین کار من برای کودکان بود و باز هم اگر موقعیتی پیش بیاید کار می کنم.

وی خاطرنشان کرد:سینمای کودک،سینمای دنیای کودکی من است وفیلم هایی مثل گلنار و مدرسه موشها را برایم تداعی می کند.

بیست و پنجمین جشنواره بین المللی فیلم های کودک و نوجوان تا ۲۷ آبان در اصفهان برگزار می شود.

 

 

مصاحبه با سیروس الوند در رابطه با پرتقال خونی

سیروس الوندکارگردان فیلم پرتقال خونی در گفت وگویی با بانی فیلم حرفهای جالبی زده است .

به گزارش پارس توریسم ،آقای الوند در بخشهایی از مصاحبه خود گفته : طرح اولیه «پرتقال خونی» جذابیتی داشت که نسخه فعلی «پرتقال خونی» آن جذابیت را ندارد!

انتخاب اولم کیانیان بود

سیروس الوند در پاسخ به سوالی که چرا «پرتقال خونی»‌ای که در حال حاضر روی پرده است، فاقد آن جذابیت مدنظر شماست؟ گفته :برای اینکه بازیگر مورد نظرم را پیدا نکردم! بازیگر انتخابی من برای نقش والا در نسخه اولیه فیلمنامه، رضا کیانیان بود، من یا باید از کیانیان استفاده می‌کردم یا اگر شکیبایی زنده بود، از او استفاده می‌کردم و آدم دیگری را مناسب این نقش نمی‌دیدم. وقتی با رضا کیانیان این موضوع را مطرح کردم، زمانی بود که به آمریکا سفری داشت و هنگامی که برمی‌گشت هم باید سر تمرینات تئاتر آتیلا پسیانی حضور پیدا می‌کرد و عملاً چهار- پنج ماه کار عقب می‌افتاد، در کنارش قرارهای دیگری هم داشت که بعدها در فیلم «یه حبه قند» و «گزارش یک جشن» بازی کرد.

سابقه زیاد در سینمای جهان

الوند درادامه گفته :در طرح اولیه شخصیت مرد داستان (والا رادمنش) خیلی روشن مسن‌تر از شخصیت دختر (ترمه) دیده می‌شد، یعنی مخاطب شاهد رابطه‌ای میان مردی شصت ساله و دختری ۲۵ ساله می‌بود. رابطه‌ای که در سینمای ایران تازگی داشت، گرچه در سینمای جهان سابقه زیادی دارد. در واقع این مرد جای پدر دختر به حساب می‌آید و چون دختر پدر ندارد، در وجود این آدم هم پدرش را می‌بیند و رفته رفته به دلیل جذابیتی که در کاراکتر او می‌بیند، دلباخته‌اش می‌شود و چون این آدم بسیار متمول است، دختر از طرف مادرش متهم می‌شود به اینکه تو به خاطر پول او جذبش شدی و این دختر نمی‌تواند اثبات کند که واقعاً عاشق مرد شده است. حتی مرد تلاش می‌کرد که به نوعی این عشق را از سر دختر بیرون کند و رابطه همچنان رابطه پدر و دختری باقی بماند. به خصوص که در گذشته این مرد طلاقی وجود دارد و این اتفاق از بدگمانی مرد به زنش ناشی شده است که البته در داستان دیده نمی‌شد، تنها حرفش زده می‌شد و در اواخر فیلم در جایی آن زن پیدایش می‌شد.

خیلی دوست دارم با کیانیان و پرستویی کارکنم

الوند در پاسخ به سوالی درباره همکاری با کیانیان گفته :اصلاً کار به اینکه فیلمنامه را بخواند نرسید، ملاقاتی با یکدیگر داشتیم و هر دو هم مایل بودیم که با یکدیگر کار کنیم. من در مجموع با دو نفر کار نکردم که خیلی دوست دارم فرصتی پیش بیاید تا با آنان هم کار کنم، یکی پرویز پرستویی و دیگری رضا کیانیان. (البته با جمشید هاشم‌پور هم تا به حال کار نکردم) به عنوان مثال برای فیلم «یکبار برای همیشه» شاید پرستویی به لحاظ سن و سال و تیپ آدم‌هایی که آن زمان برای کار به ژاپن می‌رفتند، نزدیک‌تر بود تا شکیبایی. بگذریم؛ فکر کردیم تا نفر بعدی برای کاراکتر والا چه کسی می‌تواند باشد، این کاراکتر لایه‌های مختلفی از جمله غرور و خودخواهی داشت که او را به یک آدم منفی نزدیک می‌کرد.

عرب نیا پیشنهاد تهیه کننده بود

وی درادامه گفته :آقای تهیه‌کننده پیشنهاد فریبرز عرب‌نیا را دادند، عرب‌نیا هم مدتی بود که در سینما حضور نداشت و آخرین خاطره من از او، فیلم خودم «برگ برنده» بود. از عرب‌نیا دعوت کردیم و هنگامی که فیلمنامه را خواند، گفت من که در این سن و سال نیستم! من گفتم حالا تست گریم بزنیم تا نتیجه کار را ببینیم، حتی گفت من می‌روم با کیانیان صحبت می‌کنم و او را می‌آورم چون مدنظر شما بوده است و من گفتم می‌دانم او نمی‌تواند بیاید و حضورش منتفی شده است. تست گریم زدیم و هر کاری کردیم آن کاراکتر در نمی‌آمد…

الوند درادامه گفته :خودعرب نیا هم می‌گفت من احساس می‌کنم جای کس دیگری را گرفتم و حتی چک اولم را هم به بانک نبردم و منتظر بودم تا تست گریم را ببینم که آیا به این نقش می‌خورم یا نه! در نهایت ما به این نتیجه رسیدیم که سن این کاراکتر را به پنجاه سال برسانیم، خود عرب‌نیا هم چهل و سه، چهل و چهار سالش است. در ادامه شروع کردیم تغییراتی را در سناریو ایجاد کردیم، حتی ایده‌هایی را از عر‌ب‌نیا گرفتیم.

بهترین انتخاب ترانه علیدوستی بود

الوند در پاسخ به سوال دیگری که با توجه به اینکه همسر خانم ضیغمی سرمایه گذار این فیلم بوده و خود او هم از ابتدا در کنار پروژه حضور داشته، به نظر شما نیوشا ضیغمی برای بازی در نقش ترمه که اتفاقا کاراکتر خیلی دشواری است، بهترین انتخاب بود؟گفته :نه، شاید بهترین انتخاب، ترانه علیدوستی بود، به دلیل سن کمتر و فیزیکش …

نیوشا ضیغمی خوب بازی کرد

کار گردان پرتقال خونی درادامه گفته :نیوشا ضیغمی را من اولین بار در فیلم شوریده(محمد علی سجادی) دیدم، او در این فیلم نه من ، بلکه بسیاری از فیلمسازان را غافلگیر کرد و جالب این است که من دو بار خواستم با او کار کنم که او نیامد. در یک مورد چون در یک تله فیلم از او دعوت کردم تصورم این بود که شاید چون تله فیلم است نیامد! اما بلیت های سفرش را به من نشان داد که مثلاً دو روز بعد دارد به خارج از کشور می‌رود، پس سمپاتی کار کردن با او در من بوده است، اما اینکه آیا ترمه از هر نظر به ضیغمی نزدیک بوده است، باید بگویم نه! چون او کمی مسن تر از ترمه است. من صرفاً به خاطر اینکه او و همسرش سرمایه گذار فیلم بودند این نقش را به نیوشا ضیغمی پیشنهاد ندادم، اگر این نقش خیلی از او دور بود، قطعاً انتخابش نمی‌کردم، اصلاً معتقد نیستم او به فیلم لطمه زده، بلکه معتقدم خوب بازی کرده است.

 

 

عکس های جدید نیوشاضیغمی

{برای دریافت روی عکسها کلیک کنید}

 



موضوع مطلب : نیوشاضیغمی / پرتقال خونی / چند عکس از گوشه و کنار / سیروس الوند
۱۳٩٠/٩/۳ :: ٢:۳٠ ‎ب.ظ
امکانات جانبی





Powered by WebGozar

برای اطلاع از اخبار و عکس های جدید در خبرنامه عضو شوید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای جدیدترین‌های نیوشاضیغمی محفوظ است